حال امروز من......بغضیست که نفس گیر شده...

حال امروز من......بغضیست که نفس گیر شده...
و قلمی که خشکیده!
و سرمایی که بند بند وجودم را سِرکرده است...
حواست به روزهایم نیست!
مات مانده ام بین واژه هایی که هر چه جا به جایشان میکنم
باز حالم را توصیف نمیکند...

و حرفهای ناگفته ای که مغز استخوانم را میسوزاند....
دیدگاه ها (۶)

حال امروز من......بغضیست که نفس گیر شده...و قلمی که خشکیده! ...

حال امروز منبغضیست که نفس گیر شدهو قلمی که خشکیدهو سرمایی که...

حال امروز من......بغضیست که نفس گیر شده...و قلمی که خشکیده! ...

حال امروز من......بغضیست که نفس گیر شده...و قلمی که خشکیده! ...

#عذاب...حالِ این روزهایم؛ رنگ و بویِ عجیبی به خود گرفته...دی...

24:Amityville Horror Houseخانه‌ی ترسناک امیتویلنگاهی خیره به...

“در اغوش درد”

بعضی درد ها تا مغز استخوان آدمی را میسوزاند... درد دارد.... ...

پارت ۲۷سرمای دیوار از پشت به کتف و سرش وارد میشد و از جلو تو...

سکوتی پیش از افشا part¹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط