{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

توی این روزها که از آزمایشگاه میرم خانه بابام نرسیده به خ

توی این روزها که از آزمایشگاه میرم خانه بابام نرسیده به خونه تنظیم کرده ، زنگ میزنه به من میگه،از پله ها که بالا میری ، پشتدر لباسا تو در میاری میزاری تو کیسه، بعد دستاتو ضد عفونی میکنی بعد زنگ در و میزنی، همون جور یک سره میره حمام ،بعد میای بیرون، نوه منو بغل میکنی. تازه بعدش تو این فاصله زنگ میزنه به همسرم میگه از دریچه در نگاه کن ببین این کار و کرده بعد درو بازکن.
میگم بابا کرونا که ترس نداره، مواظبم فوقش بچه میگیره آخرش ..... میگه زر نزن من برای نوه م میترسم، تازه من و مامان سی سال شب و روز کار کردیم تا تو رو درست کردیم ،حالا بزارم یه جغله ویروس بزنه ناکارش کنه. خودت دو خط مینویسی بچه ت خط میکشهروش جیغ ت درمیاد.
دیدگاه ها (۴)

تکپارتی درخواستی

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part63نیما با ی اخم غلیظی به سمتش رفت که گفتم...

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

سناریو مایکی پارت۱

P25عروس فراری ⚠️اقا یه یه بگین نوسیدنه رو عوض کنم یا نه فقط ...

سناریو ساکورا تک پارتی

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

Forbidden love②یک ساعت بعد رینا: کجا بودی؟ ا/ت: بدبخت شدمرین...

تهیونگ پرسید: بچه مگه شما کرم دارینکوک و ا/ت: هاالیسا: ببین ...

سناریو خط قرمز پارت اخر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط