{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جمعه ها شعرمن انگار تو را میخواند

جمعه ها شعرمن انگار تو را میخواند

قلم و کاغذ و خودکار تو را میخواند

جمعه ها حس عجیبی است میان من و دل

دل اواره به تکرار تو را میخواند،،،


@d_f ✍
دیدگاه ها (۲)

اگر این پَنجره در سینه یِ دیوار نبودو کنارَم ، قَلم و کاغذ و...

تقدیم به همه زندگیم:🫀🫂از نگاهت نرگس تبدار، شاعر میشودآینه از...

گاهی ترس، بهترین نگهبان یک راز استاهالی صداهای عجیبی که از ب...

تقویم بهانه است؛این دل است که همیشه در غروبِ جمعه گیر کرده.پ...

غریزه و تعهد یک کارآگاه 📰 «مرتضی اسماعیل‌کاشی» در نقش «نیک‌پ...

عشق و نفرت

شده دلتنگ شوی و هیچ چاره‌ای نداشته باشی جز اشک... من هر شب، ...

پاییز که می‌آید، انگار همه‌چیز دوباره از نو معنا می‌گیرد.برگ...

🌅حس غریبی دارد روزهای جمعه…🥀چند حس را با هم تجربه می‌کنی؛هم ...

*آن شعله که از ديدنت افتاد به جانمآتش زده بر جسم و تن و روح ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط