به راز گفتم با دل، ز خاطرش بگذار

به راز گفتم با دل، ز خاطرش بگذار
جواب داد فلانی ازان ماست هنوز
-سعدی #بخون
دیدگاه ها (۱)

دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد ...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

☕️امـروز که پرتوی ز الطاف خداست🧡☕️یک قافله نــــورمیهمان دل ...

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

پرسید که دیوانه چرا عاشقِ اویی؟ گفتم که سوالِ تو خودش عینِ ج...

‍ دیدن روی تو و دادن جان مطلب ماستپرده بردار ز رخسار که جان ...

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

عاشقانه های شبنم

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

کنترل خشم :

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط