اما در بخشی از كارنامهی اردشیر بابكان كه کتابی است از دو
اما در بخشی از كارنامهی اردشیر بابكان كه کتابی است از دوران ساسانیان، این نظریهی لمبرت که کرد بر نژاد دلالت ندارد، رد میشود. در این بخش چنین آمده است: «و ساسان شپان پاپك بود و همواره با گوسپندان بود و از تخمهی دارای دارایان(داریوش هخامنشی) و اندرش خدایی الاسكندر بگریز و نهان روشی بود و با كرد شپانان بسر میبرد ....» بنابراین منظور از این عبارت "كرد شپانان"، یعنی شپانانی كه از تبار كرد بودهاند میباشد و مسلما منظور از واژهی "كرد" در متنهای سدهی سوم هجری به بعد نیز چیزی غیر از نژاد كردی نیست. متاسفانه برخی از تاریخ نویسان و محققان غربی، بر این عقیدهاند که واژهی کرد بر نژاد دلالت نمیکند و به معنای کوچگران و چادرنشنیان است، اما این به دور از منطق و استدلال درست است. زیرا همانطور که در کارنامهی اردشیر بابکان میبینیم، کرد در واژهی "کرد شپانان"، به تبار و نژادی خاص دلالت میکند. بعلاوه آنکه در کتب تاریخی یونان بارها به مردمانی با نام کردوک و کاردوخ اشاره شدهاست.
«استرابون» جغرافیدان و مورخ یونان باستان در چند قرن پیش از میلاد دربارهی چگونگی تربیت و پرورش بدنی جوانان كرد مینویسد: «جوانان پارسی(اینجا منظور ایرانی است، چون در آنزمان یونانیها ایران را به خاطر مرکزیت شهر پارسه یا تختجمشید، پارس مینامیدند) را چنان تربیت میكنند كه در سرما و گرما و بارندگی، تاب و توان داشته، ورزیده باشند. شب در هوای آزاد به حشم داری بپردازند و میوهی جنگلی مثل بلوط و... بخورند، اینها را كردك (kardak) گویند. مردم کردک از غارت زندگی می کنند و کردک به معنی دلیر است».
«استرابون» جغرافیدان و مورخ یونان باستان در چند قرن پیش از میلاد دربارهی چگونگی تربیت و پرورش بدنی جوانان كرد مینویسد: «جوانان پارسی(اینجا منظور ایرانی است، چون در آنزمان یونانیها ایران را به خاطر مرکزیت شهر پارسه یا تختجمشید، پارس مینامیدند) را چنان تربیت میكنند كه در سرما و گرما و بارندگی، تاب و توان داشته، ورزیده باشند. شب در هوای آزاد به حشم داری بپردازند و میوهی جنگلی مثل بلوط و... بخورند، اینها را كردك (kardak) گویند. مردم کردک از غارت زندگی می کنند و کردک به معنی دلیر است».
- ۵۹۶
- ۱۴ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط