مرا در بیستون بر خاک بسپارید که تا شبها غم بی همزبانی را
مرا در بیستون بر خاک بسپارید که تا شبها غم بی همزبانی را برای کوهکن بگویم؛بگویم عاشقم بی همدمم ،دیوانه ام مستم؛نمی دانم کدامین حال و دردخویشتن بگویم؛ از ان گمگشته من هم نشانی اور ای قاصد؛که چون یعقوب نا بینا سخن با پیرهن گویم؛تو می ایی به بالینم ولی اندم که در خاکم؛خوشامد گویمت
اما در اغوش کفن گویم...
اما در اغوش کفن گویم...
- ۹۹۷
- ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط