بیان نامرادی هاست اینهایی که من گویم
بیان نامرادی هاست اینهایی که من گویم
همان بهتربه هرجمعی رسم کمترسخن گویم
شب وروزم به سازهای بی امان طی شد
گهی ازساختن گویم گهی ازسوختن نالم
خدا رامهلتی ای باغبان،تا زین قفس گاهی
برون آرم سر و حالی به مرغان چمن گویم
مرادربیستون برخاک بسپارید،تاشب ها
غم بی همزبانی رابرای کوه کن گویم
بگویم عاشقم ،،دیوانه ام،،بی همدمم،،مستم
نمیدانم کدامین حال و درد خویشتن گویم
از آن گمگشته ی منهم نشانی آوری قاصد
که چون یعقوب نابینا سخن باپیراهن گویم
تو می آیی به بالینم ولی آندم که درخاکم
خوش آمد گویمت اما،،درآغوش کفن ،،گویم
همان بهتربه هرجمعی رسم کمترسخن گویم
شب وروزم به سازهای بی امان طی شد
گهی ازساختن گویم گهی ازسوختن نالم
خدا رامهلتی ای باغبان،تا زین قفس گاهی
برون آرم سر و حالی به مرغان چمن گویم
مرادربیستون برخاک بسپارید،تاشب ها
غم بی همزبانی رابرای کوه کن گویم
بگویم عاشقم ،،دیوانه ام،،بی همدمم،،مستم
نمیدانم کدامین حال و درد خویشتن گویم
از آن گمگشته ی منهم نشانی آوری قاصد
که چون یعقوب نابینا سخن باپیراهن گویم
تو می آیی به بالینم ولی آندم که درخاکم
خوش آمد گویمت اما،،درآغوش کفن ،،گویم
- ۷۲۴
- ۱۵ اسفند ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط