{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*(آسمانها و زمین در خدمت ائمه معصومین)*

*(آسمانها و زمین در خدمت ائمه معصومین)*
*(شماره۲)*
*(بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيم)*
ْ
سدير صيرفي مي گويد:«امام باقر (ع) مرا براي انجام اموري، مأمور كرد....،
من سوار بر شتر، حركت كردم و هنگامي كه به (دره و روحاء) رسيدم، شخصي را به صورت انساني ديدم كه خود را به پارچه اي پيچيده بود، گمان كردم تشنه است، به سويش رفتم و ظرف آب به او دادم....،
گفت نيازي به آب ندارم، نامه اي به من داد كه مهرش هنوزتر بود...!
نگاه كردم ديدم مهر امام باقر (علیه السلام) است، به او گفتم: كي در نزد صاحب اين نامه بودي...!؟
گفت: «همين لحظه..!»
در نامه مطالبي بود كه امام باقر (علیه السلام) به من دستور آن را داده بود...،
در همان لحظه، تا نگاه به نامه رسان كردم، كسي را نديدم وقتي كه امام باقر (علیه السلام) به مدينه آمد به محضرش رفتم و گفتم: مردي در فلان محل نامه شما را به من رسانيد كه هنوز مهرش تر بود...،او چه كسي بود؟
امام باقر علیه السلام:
«يا سدير ان لنا خدما من الجن فاذا اردنا السرعة بعثناهم»:
«اي سدير! ما خدمتگزاراني از طايفه جن دايم، هر گاه كاري را خواستيم تا با سرعت انجام شود، آنها را براي انجام آن كار مي فرستيم.»
دیدگاه ها (۱)

🔴ابوهاشم جعفری از داخل زندان به امام حسن عسگری علیه السلام ن...

قسمت ۶

کلام نورانی وحی

پارت ۳۳ — «بهایی که برای یک تصمیم گذاشته بودند»چند روز بعد، ...

البته که قبلا حضرت اقا فرمودن مراقب گوشهایتان در مقابل

نمیبخشمت p.22

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart "62"☆ویو هانا☆آن شب...فکر می‌کردم کارهام زود تموم ...

واجب الهی امر به معروف و نهی از منکر فراموش شده!

لبخند قاتلپارت⁴¹ویو جونگ‌کوکسلین روی زمین افتاده بود.چند لحظ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط