{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خونه ی بابا...

خونه ی بابا...
همون جاییه که کلیدش رو هیچکس نمیتونه ازت بگیره،
همون جایی که چه ساعت ۳صبح بیای چه ساعت۳عصر از آمدنت خوشحال میشوند... درش ۲۴ساعت شبانه روز برای تو باز است...
همون جایی که وقتی میگویند دلتنگ اند، واقعا دلتنگ اند...
همون جایی که سر یخچالش میروی و هرچی میخواهی میخوری.
همون جایی که حتی اگر هوس کمیاب ترین خوراکی ها را هم کنی برایت می آورند.
همون جایی که همه دعوایت میکنن و غر میزنند تا غذایت را تا آخر بخوری.
همون جایی که گل وگیاه هایش به طرز عجیبی رشد میکنند.
آن جا قندهایش شیرین تر است...
نمک هایش شور تر است...
پرتقال هایش مزه ی پرتقال میدهند...
غذاهایش خوشمزه تر است...
آنجا کوفته ها و کتلت ها وا نمیروند...
حتی عدس پلو با آن قیافه ی مسخره اش مزه ی بهشت میدهد...
آنجا بالشت ها نرم ترند..
پتوها گرم ترند...
آنجا خواب به عمق جان آدم میچسبد...
آنجا پر از امنیت و آرامش است...
آنجا بابا و مامان دارد .!.
خدایا خودت حفظشون کن ?
دیدگاه ها (۵)

بک گراند

part : 13. هیچ ترسی درونشون دیده نمیشد و انگار روزی هزار بار...

یک سال با اژدها

پارت ۴۰ — «آخرین فرصت»صبح روز سوم، یورا دیگر شبیه چند روز قب...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 1 | صفحه‌ی اولسئول هیچ‌وقت واقعاً ساکت نمی‌شد.حتی...

خونه بابا...,همون جاییه که کلیدش رو هیچکس نمیتونه ا زت بگیره...

خونه ی بابا...همون جاییه که کلیدشرو هیچکس نمیتونه ازت بگیره....

خونه بابا همون جاییه که کلیدش رو هیچکس نمیتونه ازت بگیره ! ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط