حیاط خانه ما تنهاست

حیاط خانه ما تنهاست
‌‌

‌
در انتظار بارش یک ابر ناشناس
خمیازه می کشد
ستاره های کوچک بی تجربه
از ارتفاع درختان به خاک می افتد
شب ها صدای سرفه می آید
حیاط خانهٔ ما تنهاست
‌
دیدگاه ها (۱۱)

فصل اول | مدرسه آویدقسمت دوم | حیاط آوید

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

دل نوشته برای سرباز وطن

سال‌ها پیش، در روستای ساحلی زنور، دختری ناشناس با زیبایی خیر...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

نامه ای برای اونیکه دوستش دارم🌸🫂🧿🌐تو را دوست دارم‌بیش تر از ...

( فکر کن چقدر بی شرف هستی اومدی پست راجب جوون های ایران رو‌گ...

معرفی فیک ترس در میان عشق شخصیت های اصلیجعون جونگ کوککیم ستا...

دلم یک خانه‌ی قدیمی می‌خواهدیک حال و هوایِ سنتی و اصیلخانه‌ا...

آدم‌ها فکر می‌کنند رفتن، نقطه‌ی پایانِ یک رابطه است؛ اما حقی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط