حرفی که می‌خواست بگوید خیلی سنگین بود ، شوخی بردار نبود ،

حرفی که می‌خواست بگوید خیلی سنگین بود ، شوخی بردار نبود ، باید بعدها می توانست بارش را بدوش بکشد !
آخر حرف از دهن مرد بیرون می‌آید ، باد که نیست ؛ حرف است !

👤 محمود دولت آبادی

#ستایش_قلب_سربی
دیدگاه ها (۰)

«نفرت و عشق».📖 فصل اول – پارت دوم🚬 [از زبان پریسا]محکم دستمو...

اجبار به بد بختی پارت ۴

خسف | قصه سی و سوم: امام هادی (ع) (بخش پایانی)

پارت دهم.ویو آساآسا: مامان چیشدع؟چرا حرف نمی زنی فقط داری من...

« مردِ خواستنی، زنِ خواهان » ‌ در زمان‌هایی نه‌چندان دور، ...

بدون هیچ تعارفی باید پذیرفت که در یکی از حساس‌ترین برهه‌های ...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت نــوزدهــم 𓆪 🖤🥀یون برای چند ثانیه هیچ حرفی نز...

HATE TO LOVE⁴(ویو:رز)...:هر سه،رز.با مادر تقریبا همزمان به س...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۰ زنگ آخر خورد.اما هیچ‌کدام از هشت نف...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش دوم_"بهشون گفتم برن تا بت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط