تشنگی امانش را بریده بود
تشنگی امانش را بریده بود
از خط بر می گشت
روزه بود
به سنگر که رسید اذان را گفتند
آب را سمتش گرفتم و گفتم :
بنوش به یاد لبهای تشنه حسین علیه السلام
لیوان را از دستانم گرفت و به دم سنگر رفت
منتظر رفیق اش بود که او هم بیاید
سوت خمپاره ایی آمد
گرد و خاک شد
چشمانم را که باز کردم
او را غرق در خون یافتم
سیرآبِ سیرآب !!!!
🌷السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام 🌷
#شهید #شهدا #شهادت
از خط بر می گشت
روزه بود
به سنگر که رسید اذان را گفتند
آب را سمتش گرفتم و گفتم :
بنوش به یاد لبهای تشنه حسین علیه السلام
لیوان را از دستانم گرفت و به دم سنگر رفت
منتظر رفیق اش بود که او هم بیاید
سوت خمپاره ایی آمد
گرد و خاک شد
چشمانم را که باز کردم
او را غرق در خون یافتم
سیرآبِ سیرآب !!!!
🌷السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام 🌷
#شهید #شهدا #شهادت
- ۱.۳k
- ۲۷ فروردین ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط