{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من آنروز خواب را بر چشمانم حرام می کردم تا ذلیل حمله غافل

من آنروز خواب را بر چشمانم حرام می کردم تا ذلیل حمله غافلگیرانه دشمن نشوم ، بعضی ها امروز خواب را با نگاه به مانیتور کوچک موبایل برای اعلام تعهد به نامحرم ، بر خود حرام کرده اند!

نه ! این قرارمان نبود ! ما رفتیم تا شما نیز راهمان را ادامه دهید ، رفتیم تا امنیت امروز را به ارمغان بیاوریم و تو بتوانی عفت و حجاب فاطمی را بر گزینی ! رفتیم تا دشمن ، نتواند حیای شما را به بی حیایی تبدیل کند ،رفتیم تا اطاعت کنیم از قرآن و رسول و اولی الا مر ، تو هم مراعات کن ! بر گرد و اندکی بیاندیش ؛ ... ما خون دلها خورده ایم !
دیدگاه ها (۱)

من آنروز خواب را بر چشمانم حرام می کردم تا ذلیل حمله غافلگیر...

نه ! این قرارمان نبود ! ما رفتیم تا شما نیز راهمان را ادامه ...

یک دلنوشته نه بهتر است بگویم خون نوشته من آنروز یک عشق داشتم...

ک دلنوشته نه بهتر است بگویم خون نوشته من آنروز یک عشق داشتم ...

پیام شهدا : من آنروز در خط، یک دست لباس خاکی داشتم وبا آن ا...

پیام شهدا : من آنروز در خط، یک دست لباس خاکی داشتم وبا آن ا...

ما خون دلها  خورده ایم ، قرارمان برای نسل نوجوان و جوان این ...

من، آن روز یک عشق داشتم؛ پیروزی یا شهادت... بعضی‌ها امروز هر...

زنده بادآنکس که هستاز جانهوادار وطن...#ما_حالا_حالاها_با_شما...

ℳ𝒶𝓃 𝓉𝒶 𝓋𝒶ℊ𝒽𝓉𝒾 𝒦𝒽ℴ𝒹𝒶 𝓇ℴ 𝒹𝒶𝓇𝒶𝓂 𝓉𝓃𝒽𝒶 𝓃𝒾𝓈𝓉𝒶𝓂 🌚⃝✨⦃منـ تا وقتـے خد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط