وقتی که ازشون میخوایم بند کفشمونو ببندن
**کایزر:**
«حتی بند کفشهات هم باید مثل شاهزادهها بسته بشه… بذار من این افتخار رو داشته باشم.»
«زانو زدم، ولی فقط برای تو. اینو یادت بمونه.»
**ایساگی:**
«اِه؟ بند کفشت بازه؟ صبر کن، الان درستش میکنم.»
«تو که همیشه مراقب منی… حداقل بذار منم یه بار مراقبت کنم.»
**کاراسو:**
«فکر کردی من اینو نمیبینم؟ بیا، بذار خودم ببندمش.»
«هر بار که این کار رو میکنی، یه کم بیشتر مجبورم میکنی بهت فکر کنم.»
**شیدو:**
«چی؟ بند کفش؟ اوه، پس باید زانو بزنم برات؟ جالبه…»
«اگه بخوای، میتونم با یه دست هم ببندمش… ولی ترجیح میدم آروم انجامش بدم.»
**اوتویا:**
«بند کفش؟ جدی؟ خب، فقط چون تویی… بیا.»
«اگه یکی دیگه بود، اصلاً قبول نمیکردم. ولی تو… متفاوتی.»
**رین:**
«…بند کفشت بازه. بذار ببندمش.»
«حرف نزن. فقط… بذار تمومش کنم.»
**سائه:**
«بند کفش؟ …باشه، بشین.»
«تو همیشه اینجوری منو مجبور میکنی کارای کوچیک انجام بدم… عجیبه.»
**باچیرا:**
«بند کفش؟ اوه اوه! بذار من مثل یه هیولای کوچولو برات ببندمش!»
«اگه بذاری، موقع بستن برات آواز هم میخونم… جدی!»
**بارو:**
«بند کفش؟ …حتی این کار کوچیک رو هم باید خودم انجام بدم؟ باشه.»
«ولی بدون که فقط برای تو این کار رو میکنم. برای بقیه اصلاً قبول نمیکردم.»
«حتی بند کفشهات هم باید مثل شاهزادهها بسته بشه… بذار من این افتخار رو داشته باشم.»
«زانو زدم، ولی فقط برای تو. اینو یادت بمونه.»
**ایساگی:**
«اِه؟ بند کفشت بازه؟ صبر کن، الان درستش میکنم.»
«تو که همیشه مراقب منی… حداقل بذار منم یه بار مراقبت کنم.»
**کاراسو:**
«فکر کردی من اینو نمیبینم؟ بیا، بذار خودم ببندمش.»
«هر بار که این کار رو میکنی، یه کم بیشتر مجبورم میکنی بهت فکر کنم.»
**شیدو:**
«چی؟ بند کفش؟ اوه، پس باید زانو بزنم برات؟ جالبه…»
«اگه بخوای، میتونم با یه دست هم ببندمش… ولی ترجیح میدم آروم انجامش بدم.»
**اوتویا:**
«بند کفش؟ جدی؟ خب، فقط چون تویی… بیا.»
«اگه یکی دیگه بود، اصلاً قبول نمیکردم. ولی تو… متفاوتی.»
**رین:**
«…بند کفشت بازه. بذار ببندمش.»
«حرف نزن. فقط… بذار تمومش کنم.»
**سائه:**
«بند کفش؟ …باشه، بشین.»
«تو همیشه اینجوری منو مجبور میکنی کارای کوچیک انجام بدم… عجیبه.»
**باچیرا:**
«بند کفش؟ اوه اوه! بذار من مثل یه هیولای کوچولو برات ببندمش!»
«اگه بذاری، موقع بستن برات آواز هم میخونم… جدی!»
**بارو:**
«بند کفش؟ …حتی این کار کوچیک رو هم باید خودم انجام بدم؟ باشه.»
«ولی بدون که فقط برای تو این کار رو میکنم. برای بقیه اصلاً قبول نمیکردم.»
- ۵۳.۷k
- ۱۴ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط