{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#متن‌آموزنده

#متن‌آموزنده

از شخصی پرسیدند: روزها و شب هایت چگونه می گذرد؟

با ناراحتی جواب داد: چه بگویم! امروز از گرسنگی مجبور شدم کوزه سفالی که یادگار سیصد ساله اجدادم بود،
بفروشم و نانی تهیه کنم..!

گفتند: خداوند روزی‌ات را سیصد سال پیش کنار گذاشته و تو اینگونه ناشکری می کنی.
دیدگاه ها (۳)

@zendegi_shad11از شخصی پرسیدند: روزها و شب هایت چگونه می گذر...

از شخصی پرسیدند: روزها و شب هایت چگونه می گذرد؟با ناراحتی جو...

از شخصی پرسیدند: روزها و شب هایت چگونه می گذرد؟با ناراحتی جو...

از شخصی پرسیدند: روزها و شب هایت چگونه می گذرد؟با ناراحتی جو...

ازشخصی پرسیدند: روزها و شب هایت چگونه می گذرد؟ با ناراحتی ...

از شخصی پرسیدند: روزها و شب هایت چگونه می گذرد؟با ناراحتی جو...

از شخصی پرسیدند: روزها و شب هایت چگونه می گذرد؟با ناراحتی جو...

از شخصی پرسیدند:روزها و شب هایت چگونه می گذرد؟با ناراحتی جوا...

از شخصی پرسیدند: روزها و شب هایت چگونه می گذرد؟ با ناراحتی ج...

از شخصی پرسیدند:روزها و شب هایت چگونه می گذرد؟با ناراحتی جوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط