عاشقانه
تمامِ قصّه های من، به عشق می خورَد گِره...
به آبشار و جنگل و ستاره و نسیم و مِه...
تمامِ لحظه های من، به عشق، چنگ می زنند...
و حرفهای ساده، مُنتها قشنگ می زنند...
تمامِ رشته های من، به عشق، وصل می شود...
کتابِ "دوست داشتن"، هزار فصل می شود...
تمامِ جمله های من: به عشق، میل می کند...
شمیمِ میم و میم و میم، نسیمِ مَست و مُستنَد...
تمامِ خاطراتِ من، به عشق، تکیه داده اند..
همیشه، چشمشان به در ؛ چقدر صاف و ساده اند..
یکی از آه های من، بدونِ "شعله پخش کُن" :
زغال سازد ابر را، به لحظه ای ز بیخ و بُن...!
شما و لَه لَهِ تبِ طلا، تهِ رسوبها...!
من و اتاقِ زیرِ شیروانی و غروبها......
به آبشار و جنگل و ستاره و نسیم و مِه...
تمامِ لحظه های من، به عشق، چنگ می زنند...
و حرفهای ساده، مُنتها قشنگ می زنند...
تمامِ رشته های من، به عشق، وصل می شود...
کتابِ "دوست داشتن"، هزار فصل می شود...
تمامِ جمله های من: به عشق، میل می کند...
شمیمِ میم و میم و میم، نسیمِ مَست و مُستنَد...
تمامِ خاطراتِ من، به عشق، تکیه داده اند..
همیشه، چشمشان به در ؛ چقدر صاف و ساده اند..
یکی از آه های من، بدونِ "شعله پخش کُن" :
زغال سازد ابر را، به لحظه ای ز بیخ و بُن...!
شما و لَه لَهِ تبِ طلا، تهِ رسوبها...!
من و اتاقِ زیرِ شیروانی و غروبها......
۱۱.۶k
۰۳ آذر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۴)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.