#بخش1 #داستانهای_ادامه_دار #داستان20

#بخش1 #داستانهای_ادامه_دار #داستان20
داستان خودت پل خودت را بساز , خواندنی و آموزنده
پسری جوان از شهری دور به دهکده شیوانا آمد و به محض ورود به دهکده بلافاصله سراغ مدرسه شیوانا را گرفت و نزد او رفت و مقابلش روی زمین مودبانه نشست و گفت: «از راهی دور به دنبال یافتن جوابی چندین ماه است که راه می روم و همه گفته اند که جواب من نزد شماست!

تو که در این دیار استاد بزرگی هستی برایم بگو چگونه می توانم تغییری بزرگ در سرنوشتم ایجاد کنم که فقر و نداری و سرنوشت تلخ والدینم نصیبم نشود!؟»

شیوانا نگاهی به تن خسته و رنجور جوان انداخت و با تبسم گفت:
«جوابت را زمانی خواهم داد که آرام بگیری و گرد و خاک جاده را از تن خود پاک کنی.

برو استراحت کن و فردا صبح زود نزد من آی!»
روز بعد شیوانا پسر جوان را از خواب بیدار کرد و همراه چند تن از شاگردانش به سوی رودخانه ای بزرگ در چند فرسنگی دهکده به راه افتاد.

نزدیک رودخانه که رسیدند شیوانا خطاب به پسر جوان و شاگردانش گفت:
«تکلیف امروز شما این است!
از این رودخانه عبور کنید و از آن سوی رودخانه تکه ای کوچک از سنگ های سیاه کنار صخره برایم باورید. حرکت کنید!»

پسر جوان مات و مبهوت به شاگردان شیوانا خیره ماند و دید که هر کدام از آنها برای رفتن به آن سوی رودخانه یک روش را انتخاب کردند.

@allahplus #بزن_روی_الله_پلاس
🌸 🌸 🌸 🌸 🌸 🌸
دیدگاه ها (۱)

داستان ،کوتاه ،وخواندنی ،و آموزنده برای ،گروههای ،مذهبی ،کان...

#داستانهای_ادامه_دار #داستان24داستان تصمیم قاطع مدیریتی، کوت...

روزی پسـری جـوان و پرشـور از شهـری دور نزد شیوانا آمد و به ...

یکی از شاگردان شیوانا جوانی ساده و صادق بود که نسبت به همه ا...

چقدر خدا داری؟♥♥♥♥♥♥ ***************************************...

مرد جوانی نزد شیوانا آمد و از او در مورد مشکل خویش راه چاره ...

یکی از شاگردان شیوانا استاد دفاع شخصی و مبارزه تن‌ به‌ تن بو...

روزی مرد ثروتمندی همراه دخترش مقدار زیادی شیرینی و خوردنی به...

روزی مرد ثروتمندی همراه دخترش مقدار زیادی شیرینی و خوردنی به...

#داستانهای_ادامه_دار#داستان13داستان استجابت دعای یک زوج جوان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط