#داستانهای_ادامه_دار #داستان24

#داستانهای_ادامه_دار #داستان24
داستان تصمیم قاطع مدیریتی، کوتاه، خواندنی و آموزنده

روزی مدیر یکی از شرکتهای بزرگ در حالیکه به سمت دفتر کارش میرفت چشمش به جوانی افتاد که در راهرو ایستاده بود و به اطراف خود نگاه میکرد.
#داستان_تصمیم_قاطع
جلو رفت و از او پرسید: شما ماهانه چقدر حقوق دریافت میکنی؟

جوان با تعجب جواب داد: ماهی 2000 دلار

مدیر با نگاهی آشفته دست به جیب شد و از کیف خود 6000 دلار در آورد و به جوان داد و گفت : این حقوق سه ماه تو ، برو و دیگر اینجا پیدایت نشود …

تو اخراجی ما به کارمندان خود حقوق میدهیم که کار کنند نه اینکه یکجا بایستند و بیکار به اطراف نگاه کنند.

جوان با خوشحالی از جا جهید و از آنجا دور شد.

مدیر از کارمند دیگری که نزدیکش بود پرسید: آن جوان کارمند کدام قسمت بود؟

کارمند با تعجب از رفتار مدیر جواب داد: او پیک پیتزا فروشی بود که برای کارکنان پیتزا آورده بود.

👇 عضویت سریع👇
@allahplus #بزن_روی_الله_پلاس
🌸 🌸 🌸 🌸 🌸 🌸
دیدگاه ها (۱)

داستان ،کوتاه ،وخواندنی ،و آموزنده برای ،گروههای ،مذهبی ،کان...

روزی مدیر یکی از شرکتهای بزرگ در حالیکه به سمت دفتر کارش می ...

#داستانهای_ادامه_دار#داستان13داستان استجابت دعای یک زوج جوان...

#داستانهای_ادامه_دار #داستان18داستان بی ریاترین راه برای بیا...

#داستان_شب7 داستان خرید معجزه ، داستان کوتاه و آموزنده و خوا...

♻️جواب هوش مصنوعی به سوالی درباره اینکهچرا هوش مصنوعی رایگان...

🔴🔴جواب هوش مصنوعی به سوالی درباره اینکه:چرا هوش مصنوعی رایگا...

داستان ضرب المثل:در گذشته‌های دور، انوشیروان پادشاه نامی ایر...

💥 جواب هوش مصنوعی به سوالی درباره اینکهچرا هوش مصنوعی رایگان...

پارت ۴۸ اتاق برای چند ثانیه در سکوت فرو رفت.آریانا هنوز به گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط