یک پسر بچه در جشن 3سالگیش به مادرش گفت :برای تولد 18سالگی
یک پسر بچه در جشن 3سالگیش به مادرش گفت :برای تولد 18سالگیم چه میخری مادر گفت هرچه که دلت بخواهد،15سال گذشت و پسر داشت 18سالش میشد که دکترها گفتند قلبش مریض است و باید قلبش پیوند شود کسی پیدا شدو قلبش را به پسر 18ساله داد عمل دکترا هم با موفق آمیز انجام شد، وقتی پسر جوان به هوش آمد دکتر نامه ای بهش داد (پسر عزیزم شاید تو یادت نباشد ولی من يادمه که تو جشن تولد 3سالگیت ازم پرسیدی 18سالت که شد برات چه میخرم؟ ترسیدم قلب مربضت بهت مهلت زندگی کردن تا اون موقع رو نده پس قلبم را تقدیمت کردم قلب من همان قلب توست پیشاپیش تولدت مبارک عزیز مامان)
- ۱.۱k
- ۰۸ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط