قربانی یک بازی احمقانه

قربانی یک بازی احمقانه
The victim of a stupid game در آن شرایط حتی قادر نبود نوع درخت ، همه جا پر از درخت بود ، نگاهی به دور و برش انداخت ها را از هم تشخیص دهد فقط میدید آنقدر بلند هستند که جلوی ورود نور خورشید به محوطه را
پیشنهاد ما
رمان رز مشکی|Delaram.bnکاربر انجمن نودوهشتیا
رمان دل‌دادگان کی‌پاپ | *Pari.86* و مرضیه علیشاهی کاربر انجمن نودهشتیا
بخشی از رمان
ستاره با بی میلی با تکه های پیتزا بازی میکرد .بالاخره نازنین طاقت نیاورد وگفت :ای بابا این پیتزا رو زهرمارمون کردی خب بخور دیگه – میل ندارم – باز دیگه چته؟ مگه این شریفی بدبخت بهت چی گفت که اینجوری شدی ؟ – هیچی – تا حالا که میگفتیم این بخارنداره حالا هم که یه حرکتی کرده تو بازم ناراحتی ؟! – ستاره ظرف پیتزا را به کناری هل داد و با عصبانیت گفت :حرکتش بخوره تو سرش !پسره پر رو !من تا حالاجواب سلامشو هم نمیدادم حالا در اومده به من میگه اتفاقی که افتاده توتصمیم من هیچ تأثیری نداره من هنوزم میخوام باهاتون ازدواج کنم .دقت کنید …هنوزم …انگارمن گفتمتوروخدا بیا با من ازدواج کن نازنین خندیدوگفت :ایول پس درخواست ازدواج کرد – ول کن تو هم نازی حوصله داری من چی میگم تو چی میگی مریم لیوان نوشابه اش را زمین گذاشت وگفت :توجدیداً خیلی حساس شدی اون شاید اصلاً منظورش اینی که تو فکرمیکنی نبوده اگرم بوده ناراحتی نداره اصلاً دیگه نمی خواد جوابشو بدی حرف اون چه اهمیتی داره؟ ستاره آهی کشیدوگفت :اصلاً مسئله شریفی نیست این نظراکثرآدمای دورو برمه .از وقتی از بیمارستان مرخص شدم همه یه جوری نگام میکنن به خدا خسته شدم دیگه تحمل گوشه کنایه شنیدن ندارم با گفتن این حرف چشمانش پرازاشک شد .مریم برای تغییر حال وهوای اوگفت :همه برن به درک مهم من و این خل و چلیم که رفیق فابریکتیم ویه موی گندیده تو رو با دنیا عوض نمی کنیم نازنین لقمه ای که در دهانش بود




https://98iia.com/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%8c%da%a9-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%af/
دیدگاه ها (۲)

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

بریم برای رمان 🥺🌺لتس گو(این پارت طولانیه گوگولی ها🥹🌺 ببنید چ...

پری کوچولوی من پارت ۲کوک: به بدم کش و قوصی دادم و خمیازه کشی...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁹ویو: اتبا صدای گوشیه جونگ‌کوک از...

Part ³⁰ویو لیلییکی زدم به شونش + خیلی بدجنسی مال من واقعا یه...

پارت 48 رمان عشق مدرسه ای ات: حسود هیونجین : ( خنده) فلیکس: ...

پارت ۸ رمان. (ازدواج اجباری) داشتم میرفتم سمت خونه که تلفنم...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.2 (روایت از زبان ن...

....پارت دهم.....

یه نکته راجب بنی اسرائیل بهتون بگم که توهم برتون نداره !!اون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط