نام رمان: متاسفم..جلد3

نام رمان: متاسفم..جلد3
نام نویسنده: ماریا سیدمهدی
ژانر: عاشقانه، درام
فرمت های فایل: اندروید (apk) کامپیوتر (pdf)
تعداد صفحات: 62
ملیت رمان: ایرانی
خلاصه:
در اوج شادمانی
در قله غرور
در بهترین دقایق این عمر نابپای
در لذت نوازش برگ و نسیم صبح
در لحظه نهایت نسیان رنجها
در لحظه ای که ذهن وی از
یاد برده است
خوف تگرگ را
کز شاخسار باغ جدا کرده برگ را
ناگاه
غرنده تر ز رعد و شتابنده تر ز برق
احساس می کند
چون پتک جانگدازی این پیک مرگ را

بخشی از رمان:
چرا حالا؟ چرا الان باید ببینمش؟! چرا الان باید کسی رو ببینم که تونست با یه کلمه تمام زندگی من رو به هم بریزه؟! کسی که با رفتنش کل زندگی من رو زیر و رو کرد، من رو عاشق کرد و خیلی راحت از من رد شد و رفت. این نگاه تلخ، اون لبخند تلخ، اون صدای بی حال، این ها دیگه چی هستند؟!
بهش خیره شدم؛ وقتی نگاهم با نگاهش یکی شد نگاه از نگاهم کشید و رفت. چه ساده و راحت تونست بره. نمی دونم الان اون چه حسی داره؛ ولی می دونم که این قطره اشکی که بی اراده از گوشه ی چشمم داره می ریزه پایین داره داد می زنه که من هنوز هم اون رو دوستش دارم!
بی اراده لبخند زدم، من هنوز حس می کنم شاید بشه ما دو تا بازهم باهم باشیم، شاید بشه ما…
نه!
نه آلوین این درست نیست، پسر اون مال تو نیست، اون مال من نیست، اون زندگیه منه ولی با من نیست. بعضی وقت ها بعضی حس ها باید تبعید شن، درست مثل حس من به دیانا.
خدایا هرچه قدر هم از کاری که امیر با من کرد نفرت داشته باشم و هرچه قدر هم از اون بدم بیاد باز هم دلیل نمی شه به همسر کس دیگه ای علاقه داشته باشم؛ اصلا درست نیست.
http://novelfor.ir/دانلود-رمان-متاسفم-جلد-سوم/
دیدگاه ها (۲)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷ویو: اتچند ساعت گذشته بود، ولی ه...

بچه ها اگه یادتون باشه من اون اولا می خواستم یه فیک درباره ت...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁸ویو میکا_____ماشین هن...

چون پارت ۱۱ زیاد بود دوتا فرستادم

صدای بارون روی سقف فلزی انباری می‌کوبید. کاتسوکی بدون اینکه ...

ادامه پارت ۴معجون رو باز کردم و سر کشیدم. طعمش تلخ بود، ولی ...

من یه مدتی میشد نبودم و توی این مدت از کورتیس بیشتر خوشم اوم...

نخ هایی که دلم رو بهت دوخت

قسمت اول: اولین جرقهمکان: کافه‌ای دنج و بارانی در سئول، درست...

سلام خوشملا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط