{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساقیا می ده که ما دردی کش میخانه‌ایم

ساقیا می ده که ما دردی کش میخانه‌ایم
با خرابات آشناییم از خرد بیگانه‌ایم

خویشتن سوزیم و جان بر سر نهاده شمع‌وار
هر کجا در مجلسی شمعیست ما پروانه‌ایم

اهل دانش را درین گفتار با ما کار نیست
عاقلان را کی زیان دارد که ما دیوانه‌ایم

گر چه قومی را صلاح و نیکنامی ظاهرست
ما به قلاشی و رندی در جهان افسانه‌ایم

اندرین راه ار بدانی هر دو بر یک جاده‌ایم
واندرین کوی ارببینی هر دو از یک خانه‌ایم

خلق می‌گویند جاه و فضل در فرزانگیست
گو مباش اینها که ما رندان نافرزانه‌ایم

عیب تست ار چشم گوهر بین نداری ورنه ما
هر یک اندر بحر معنی گوهر یکدانه‌ایم

از بیابان عدم دی آمده فردا شده
کمتر از عیشی یک امشب کاندرین کاشانه‌ایم

سعدیا گر بادهٔ صافیت باید باز گو
ساقیا می ده که ما دردی کش میخانه‌ایم

سعدی
دیدگاه ها (۲)

عاشقم ,عاشق آن تازه نگارم که تویی...فاش گویم همه داروندارم ک...

کاش هرگز دلتان مثل دلم خون نشود کاش لیلای دگر عاشق مجنون نشو...

این شعر غزل نیست,شراب است,بنوششاین قافیه مست است وخراب است ب...

نکند آنکه به دریا زده امشب دل توستکه پریشان شده دریا و چنین ...

ساقیا می ده که ما دردی کش میخانه‌ایمبا خرابات آشناییم از خرد...

ساقیا می ده که ما دردی کش میخانه‌ایمبا خرابات آشناییم از خرد...

ساقیا می ده که ما دردی کش میخانه‌ایمبا خرابات آشناییم از خرد...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه دردی کش لجهٔ...

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط