{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میگه "انقدر توی باشگاه بهم گفتن چقدر سینه های کوچیکی داری

میگه "انقدر توی باشگاه بهم گفتن چقدر سینه های کوچیکی داری اعتماد بنفسم اومد پایین و میخوام برم عمل کنم وگرنه من با بدنم مشکلی نداشتم"
.
توی مهمونی از کوره در رفت و با صدای نسبتا بلند گفت "میدونم موهای سفید دراومده روی سرم ولی من دوستشون دارم لازم نیست انقدر یاداوری کنید"
‌.
رسید خونه با همون لباس‌ها نشست به گریه کردن میگه "حتی دوستام هم مسخرم میکنن بهم میگن نردبون کلاس"
.
این داستان های کوتاه غم‌انگیز زیادن
تقریبا هرکدوممون یک داستانیم
به این فکر میکنم اگه آدم ها قبل از به زبون آوردن کلمات فکر میکردن
چند نفر زیر تیغ جراحی نمیرفتن؟
چند نفر خودشون‌رو بیشتر دوست داشتن؟
چند نفر از معمولی بودن رنج نمی‌کشیدن؟

#موفقیت #دوست_داشتن_خود #زنان_علیه_زنان #دخترقوی #دخترموفق #زنان_قوی #زنان_موفق
♡ ㅤ    ❍ㅤ     ⎙ㅤ     ⌲
ˡᶦᵏᵉ  ᶜᵒᵐᵐᵉⁿᵗ    ˢᵃᵛᵉ     ˢʰᵃʳᵉ
دیدگاه ها (۲)

🌸💕🌸——میگه "انقدر توی باشگاه بهم گفتن چقدر سینه های کوچیکی دا...

میگه "انقدر اصرار کرد، چون دوستش داشتم راضی شدم،الان حالم از...

WINNER 38

فیک جنون

"می‌ترسیدم...ولی الان فقط می‌دونم خوشحالم که همه‌چیو گفتم!"P...

سرگذشت ترانه عشق - قسمت دوم دیگه هیچی شبیه قبل نبود انگار ای...

part 2ویو آناستازیا و گفتم چیز دیگه لازم ندارید خیلی سرد جوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط