{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدا می خواست در چشمان من زیبا ترین باشی.

خدا می خواست در چشمان من زیبا ترین باشی.
شرابی در نگاهت ریخت تا گیرا ترین باشی.
نمی گنجید روح سرکشت در تنگنای تن.

دلت را وسعتی بخشید تا دریا ترین باشی.

تو را شاعر، تو را عاشق پدید آورد و قسمت بود.
.که در شمسی ترین منظومه مولانا ترین باشی..
مقدر بود چابکتر شود عمق وجود تو..
تو را آموخت همچون شعله بی پروا ترین باشی..
خدا تنهای تنها بود و در تنهایی پاکش..
تو را تنها پدید آورد تا تنها ترین باشی..
خدا وقتی تو را می آفرید از جنس عاشقها..گمان هرگز نمی بردم که واویلا ترین باشی..
دیدگاه ها (۲)

ﺗـــﻮ ﺭﺍ ﻧــﻤﯿﺒـﺨﺸــــــﻢ ...ﻭﻗﺗــــــ ﺑــــﻮﺩﻥ ، ﻧــــــﺒﻮﺩ...

هه

خانه دوست کجاست؟ در فلق بود که پرسید سوار.آسمان مکثی کرد.رهگ...

گاهی تــــــــــــو . . . گاهی یــــــــاد تـــــــــو . . ....

خدا می خواست در چشمان من زیبا ترین باشی.شرابی در نگاهت ریخت ...

خدا می خواست در چشمان من زیبا ترین باشی.شرابی در نگاهت ریخت ...

خدا می خواست در چشمان من زیبا ترین باشی.شرابی در نگاهت ریخت ...

خدا می خواست در چشمان من زیبا ترین باشیشرابی در نگاهت ریخت ت...

خدا می خواست در چشمان من زیبا ترین باشی..شرابی در نگاهت ریخت...

‏تو را شاعر ، تو را عاشق پدید آورد و قسمت بود که در «شمسی» ت...

خدا وقتی تو را می آفرید از جنس لیلاهاگمان هرگز نمی بردم که و...

خدا وقتی تو را می آفرید از جنس لیلا ها گمان هرگز نمی بردم که...

هدیه به فالوئرهای عزیز در ویسگون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط