من اشکامو دوست دارم،همیشه وقتی ناراحتم،با منن،من حتی وقتی
من اشکامو دوست دارم،همیشه وقتی ناراحتم،با منن،من حتی وقتی ناراحتم از پیش عروسکام میرم،اما اشکام رو نمیتونم ولشون کنم تا ناراحتیم رو نبینن همیشه وقتی ناراحتم با منن،گاهی اشکامو میخورم،شورن اما میخورم ،آخه اونا با من بودن وقتی ناراحت بودم ،زشته ولشون کنم برن ، میخورمشون تا برگردن خونه هاشون،من همیشه اشکامو دوست دارم،کوچولو ان و لیز میخورن روی صورتم،گاهی قلقلکم میدن،
اونا گاهی باعث میشن چشام جلوم رو نبینن.چشام خیلی خیس میشه خیلی ، وقتی گریه میکنم دیگه نمیتونم بس کنم،هی گریه میکنم،اونقدر گریه میکنم تا خوابم ببره،اشکام خیلی مهربونن آخه وقتی اون لحظه ها هم خوابم برده اونا خودشون رو زیر بالشتم میزارن تا زیر سرم نرمتر بشه،گفتم که اشکام خیلی مهربونن،من وقتی گریه میکنم نوک بینیم سرخ میشه شبیه دلقکا میشم،گاهی به خودم میخندم اما باز به گریه کردن ادامه میدم
آخه اشکام وقتی ناراحت بودم بام بودن الان زشت نیست که شاد شدم ولشون کنم؟ پس بازم به گریه کردن ادامه میدم،
من عادت دارم موقع گریه کردن کف اتاق دراز بکشم و به سقف نگاه میکنم،
آخه سقف اتاقم کلی ستاره داره و من موقع خواب اونا رو میشمارم تا خوابم ببره،
میدونستید که ستارها خیلی تنهان؟
مامانم میگه که اونا چون از ما دورن و زیادن به نظر میاد کنار همن،اما اگه بریم سمتشون اونا از هم دور تر میشن،من هرشب ستاره های سقف اتاقم رو میشمارم چون دوست ندارم از همه جدا شن،و اگه بشمارم و بدونم همون تعداد دیشبن یعنی هنوز کنار همن حداقل توی سقف اتاقم،
من خیلی گریه میکنم خیلی....
یه بار اشکامو ریختم توی یه شیشه ،من اون شیشه رو خیلی دوست داشتم واسه همین هدیه دادمش به بهترین دوستم،آخه حیف نیس اشکای قشنگم رو برای خودم نگه دارم؟
من چیز دیگه ای ندارم تا هدیه بدم اما همیشه چیزایی که دوست دارم رو هدیه میدم،
اشکام با ارزش ترین چیزای زندگیمن....
کاش هدیه من برا دوستم قشنگ ترین باشه...
ع،میم
اونا گاهی باعث میشن چشام جلوم رو نبینن.چشام خیلی خیس میشه خیلی ، وقتی گریه میکنم دیگه نمیتونم بس کنم،هی گریه میکنم،اونقدر گریه میکنم تا خوابم ببره،اشکام خیلی مهربونن آخه وقتی اون لحظه ها هم خوابم برده اونا خودشون رو زیر بالشتم میزارن تا زیر سرم نرمتر بشه،گفتم که اشکام خیلی مهربونن،من وقتی گریه میکنم نوک بینیم سرخ میشه شبیه دلقکا میشم،گاهی به خودم میخندم اما باز به گریه کردن ادامه میدم
آخه اشکام وقتی ناراحت بودم بام بودن الان زشت نیست که شاد شدم ولشون کنم؟ پس بازم به گریه کردن ادامه میدم،
من عادت دارم موقع گریه کردن کف اتاق دراز بکشم و به سقف نگاه میکنم،
آخه سقف اتاقم کلی ستاره داره و من موقع خواب اونا رو میشمارم تا خوابم ببره،
میدونستید که ستارها خیلی تنهان؟
مامانم میگه که اونا چون از ما دورن و زیادن به نظر میاد کنار همن،اما اگه بریم سمتشون اونا از هم دور تر میشن،من هرشب ستاره های سقف اتاقم رو میشمارم چون دوست ندارم از همه جدا شن،و اگه بشمارم و بدونم همون تعداد دیشبن یعنی هنوز کنار همن حداقل توی سقف اتاقم،
من خیلی گریه میکنم خیلی....
یه بار اشکامو ریختم توی یه شیشه ،من اون شیشه رو خیلی دوست داشتم واسه همین هدیه دادمش به بهترین دوستم،آخه حیف نیس اشکای قشنگم رو برای خودم نگه دارم؟
من چیز دیگه ای ندارم تا هدیه بدم اما همیشه چیزایی که دوست دارم رو هدیه میدم،
اشکام با ارزش ترین چیزای زندگیمن....
کاش هدیه من برا دوستم قشنگ ترین باشه...
ع،میم
- ۱۹.۴k
- ۲۳ فروردین ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۸۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط