چشمانم را میبندم تا زخم هایی را که بر تنم زدی نبینم

چشمانم را میبندم تا زخم هایی را که بر تنم زدی نبینم
دیدگاه ها (۱)

تو تتو زدی که من صورتتو نبینم🥀

و وقتی تمام تنم میگریست،کسی بر چشمانم اشکی ندید.

درمیان قاش ابرو یک خال به پیشانی زدیدر میان سینه ام صد زخمکا...

زود رنجی در کودکان، حاصل یک زخم روحی است! زخم‌هایی که ممکن ا...

کاش می شد بیخبر یک حلقه بر در میزدیبـر خیـالات محـالـم رنـگ ...

تو تاریکی های ذهنم ،شب هایی که اشک مهمان چشمانم بود،تنها بود...

آدم‌هایی که زخم‌های عمیق دارند،ممکن است زیبایی را بیش از دیگ...

تو مرهمی مادر، برای زخم هایی که هی خوردم... 💔ـــــــــــــــ...

چشمانم را میبندم و آرام به دیوار ترک خورده ی پشت سرم تکیه می...

صورتی: برای قلبی که هنوز لطافتش را حفظ کرده. قهوه‌ای: برای ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط