وقتی تمرین مشترک داشتین(عضو پنجم بلک پینکی)
ا.ت: نامجون
رزی: واقعا عاشقش شدی؟
لیسا: خجالت بکش واقعا حب بچه عاشق شده دیگه
جنی:ببین چه جوری عاشقش شدی که کمکت کنیم بهش اعتراف کنی
ا.ت: رفتیم بیمارستان دیدم همش داره ناخون هاشو میخوره و استرس داشت خیلی برای همین زیاد حرف نمیزند و شنیدم که جونگکوک ازش پرسید گفت خیلی نگرانمه چون دوسم داره
جنی: اووو کیدرامائه مگه؟
جیسو: خب بهش رک بگو دوست دارم تموم کن
ا.ت: باش
(رسیدن به خونه)
ا.ت: نامجون میشه بیای
نامجون: اره حتما الان میام
(رفتن)
جیسو: بچه ها ا.ت عاشق نامجون شده میخواد اعتراف کنه
جی هوپ: خدایی اععععع بهم هم خیلی میان
جیمین: نامجون هم گفته از ا.ت خوشش میاد
کوک: نامجون به من خیانت کرد(ارمی ها منظورم رو فهمیدن)
(تو اتاق)
ا.ت: نامجون من عاشقت شدم میخوام باهم باشیم
نامجون: واقعا؟ خب حسمون متقابله
_واقعااااااا عععععع (خر ذوق)
دوتایی اومدن بیرون که ا.ت دستشو گذاشت تو دست نامجون و اورد بالا و خندید
کوک و لیسا: لیلیلیلی
جیمین: این چیه دیگه؟
جیسو: بهش میگن کِل کشیدن ا.ت یادشون داد
نامجون: چه باحال یعنی هرکی این اتفاق بیوفته این کار رو میکنن
ا.ت: اره
جی هوپ: دی جی من میشم ها
وی: منم باید خاننده باشم این طوری نمیام
جنی: باش حالا بزار این مرحله رو بگذرونن بعد
رزی: خیلی بهم میان نه؟
یونگی: خیلی چندشین واقعا این کارا چیه🤢
جین: روز خرید جهیزیه من باید باشم برای وسایل اشپزخونه ها
ا.ت: باشه
جین: اشپزی هم خودم بهت یاد میدم که نامجون درست کنه دیگه خونه ای وجود نداره
نامجون: خدایا من رو بکشششششش
(روز عروسی)
لیسا: من لباس چی بپوشمممممم
رزی: ا.ت کجاستتتتتتتتت قرار بود باهم بریمممم
جین:(جلو اینه) من چقدر هندسامم چشم نخورم تو عروسی
کوک: جین اون اینه رو ول کننننن
جی هوپ: خب اهنگ ها اماده هست بریم دیگه
جیمین: داماد اومد بالاخرهههه
یونگی:(از خواب بلند شد) من از همه چی بدم میاد ولی خوشتیپ شدی خدایی
نامجون: مرسی هیونگ
جیسو: عروس اومدددد لیلیلی
وی: چقدر خوشگل شدی عروس خانوم
نامجون: خیلی خوشگل شدی
جین: به هندسامی من نمیرسه
همه باهم: جینننننن
جین: حقیقت تلخه
جی هوپ: خب بریم دیگه عروسی دیر میشه ها
جیسو: اره بریم ساقدوش عروس کیه
رزی: من ساقدوشم
جنی: منم قرار شد کمک دست رزی باشم چون خودش گفت
رزی: اره جنی هم کمک میکنه
کوک: منم ساقدوش دامادم
جیمین:نخیر من ساقدوشم
جین: ساقدوش باید هندسام باشه
نامجون: خواهشا روز عروسیم حرصم ندین یونگی تو ساقدوش باش حداقل حرصم نمیدی
یونگی: باشه اقای داماد
(داخل تالار)
لیسا: اها حالا بیا قرش بدههه
جی هوپ: به به چه میکنه خواهر عروس
کوک: ماشالا ماشالا بش بگین
_ماشالا
+صد قول و والله بش بگین
_ماشالا
(بعد اتمام عروسی)
جی هوپ:چقدر خسته شدم
وی: منم خیلی خسته شدم
لیسا: اره منم ولی خوش گذشت خیلی
جنی: اره خیلی خوب بود
اینجوری شد که باهم یک زندگی خوبی رو شروع کردن
پایان
دوستان این سناریو اصلا شیپ نیست... من قصد شیپ کردن ندارم و فقط به عنوان فرند شیپ دیدمشون
رزی: واقعا عاشقش شدی؟
لیسا: خجالت بکش واقعا حب بچه عاشق شده دیگه
جنی:ببین چه جوری عاشقش شدی که کمکت کنیم بهش اعتراف کنی
ا.ت: رفتیم بیمارستان دیدم همش داره ناخون هاشو میخوره و استرس داشت خیلی برای همین زیاد حرف نمیزند و شنیدم که جونگکوک ازش پرسید گفت خیلی نگرانمه چون دوسم داره
جنی: اووو کیدرامائه مگه؟
جیسو: خب بهش رک بگو دوست دارم تموم کن
ا.ت: باش
(رسیدن به خونه)
ا.ت: نامجون میشه بیای
نامجون: اره حتما الان میام
(رفتن)
جیسو: بچه ها ا.ت عاشق نامجون شده میخواد اعتراف کنه
جی هوپ: خدایی اععععع بهم هم خیلی میان
جیمین: نامجون هم گفته از ا.ت خوشش میاد
کوک: نامجون به من خیانت کرد(ارمی ها منظورم رو فهمیدن)
(تو اتاق)
ا.ت: نامجون من عاشقت شدم میخوام باهم باشیم
نامجون: واقعا؟ خب حسمون متقابله
_واقعااااااا عععععع (خر ذوق)
دوتایی اومدن بیرون که ا.ت دستشو گذاشت تو دست نامجون و اورد بالا و خندید
کوک و لیسا: لیلیلیلی
جیمین: این چیه دیگه؟
جیسو: بهش میگن کِل کشیدن ا.ت یادشون داد
نامجون: چه باحال یعنی هرکی این اتفاق بیوفته این کار رو میکنن
ا.ت: اره
جی هوپ: دی جی من میشم ها
وی: منم باید خاننده باشم این طوری نمیام
جنی: باش حالا بزار این مرحله رو بگذرونن بعد
رزی: خیلی بهم میان نه؟
یونگی: خیلی چندشین واقعا این کارا چیه🤢
جین: روز خرید جهیزیه من باید باشم برای وسایل اشپزخونه ها
ا.ت: باشه
جین: اشپزی هم خودم بهت یاد میدم که نامجون درست کنه دیگه خونه ای وجود نداره
نامجون: خدایا من رو بکشششششش
(روز عروسی)
لیسا: من لباس چی بپوشمممممم
رزی: ا.ت کجاستتتتتتتتت قرار بود باهم بریمممم
جین:(جلو اینه) من چقدر هندسامم چشم نخورم تو عروسی
کوک: جین اون اینه رو ول کننننن
جی هوپ: خب اهنگ ها اماده هست بریم دیگه
جیمین: داماد اومد بالاخرهههه
یونگی:(از خواب بلند شد) من از همه چی بدم میاد ولی خوشتیپ شدی خدایی
نامجون: مرسی هیونگ
جیسو: عروس اومدددد لیلیلی
وی: چقدر خوشگل شدی عروس خانوم
نامجون: خیلی خوشگل شدی
جین: به هندسامی من نمیرسه
همه باهم: جینننننن
جین: حقیقت تلخه
جی هوپ: خب بریم دیگه عروسی دیر میشه ها
جیسو: اره بریم ساقدوش عروس کیه
رزی: من ساقدوشم
جنی: منم قرار شد کمک دست رزی باشم چون خودش گفت
رزی: اره جنی هم کمک میکنه
کوک: منم ساقدوش دامادم
جیمین:نخیر من ساقدوشم
جین: ساقدوش باید هندسام باشه
نامجون: خواهشا روز عروسیم حرصم ندین یونگی تو ساقدوش باش حداقل حرصم نمیدی
یونگی: باشه اقای داماد
(داخل تالار)
لیسا: اها حالا بیا قرش بدههه
جی هوپ: به به چه میکنه خواهر عروس
کوک: ماشالا ماشالا بش بگین
_ماشالا
+صد قول و والله بش بگین
_ماشالا
(بعد اتمام عروسی)
جی هوپ:چقدر خسته شدم
وی: منم خیلی خسته شدم
لیسا: اره منم ولی خوش گذشت خیلی
جنی: اره خیلی خوب بود
اینجوری شد که باهم یک زندگی خوبی رو شروع کردن
پایان
دوستان این سناریو اصلا شیپ نیست... من قصد شیپ کردن ندارم و فقط به عنوان فرند شیپ دیدمشون
- ۳۲۰
- ۱۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط