{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روز تو را...

یک روز تو را...
از عمق قصه های هزار و یک شب بیرون می کشم
و به آرامی پای فنجان قهوه ام می نشانم
به تو می آموزم که چگونه از بعیدترین روزن قلبم وارد شوی
و در بهترین نقطه ی آن ساکن !

آنگاه تو را پنهان می کنم
پشت کوهی از تشبیه های شاعرانه
پشت انبوهی از قصه های عاشقانه
پشت غزل و قصیده
پشت کنایه و ایهام
چنان که هیچ چشم پرسشگری تو را نبیند
و هیچ دست مشتاقی به تو نرسد
من تو را دوست خواهم داشت
آرام و ممتد . . .
ساکت و صبور . . .
چنان که پادشاه قصه های شهرزاد را ناتمام رها کند
و بهرام از هفت کوشک دل بکند
و شتابان به دیدار تو بیایند

من می توانم زیباترین ترکیبها را کنار هم بچینم
و تو را در اوج غزلی زیبا بستایم
ببین ! من عاشق بودن را خوب بلدم !
دوست داشتنت را به من بسپار . . .
دیدگاه ها (۹)

مـــی بـــرم ایـــن دل رابـــه هزار و یک بیراههتا٬گــــم کنم...

پشت پرچین باغ دختری زمزمه می کرد،ازعشق!دورتردرخنکای لب کوه،چ...

زنده بودن حرکتی است افقی از گهواره تا گور وزندگی کردن حرکتی ...

شبی باران... شبـــی آتش... شبـــــی آیینه و سن...

یک روز تو را از عمق قصه های هزار و یک شب بیرون می کشمو به آر...

یک روز تو را از عمق قصه های هزار و یک شب بیرون می کشمو به آر...

🌾 🌸 @jananeemani ✍ 🏻 🌸 🌾 یک روز تو را از عمق قصه های هزار و...

دوست داشتنت را به من بسپار یک روز ترا از عمق قصه های هزار و ...

یک روز تو را از عمق قصه های هزار و یک شب بیرون می کشمو به آر...

- یک روز تو را از عمق قصه های هزار و یک شب بیرون می کشم وَ ...

‌- یک روز تو را از عمق قصه های هزار و یک شب بیرون می کشم وَ...

یک روز تو را از اعماق قصه های هزار و یک شب بیرون میکشانم و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط