{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

♦ ️خانه‌ فراموش ‌شده دکتر معین♦ ️

♦ ️خانه‌ فراموش ‌شده دکتر معین♦ ️

در کوچه پس‌کوچه ‌های محله #زرجوب کسی تابلوی بن‌بست «معین العلما» را نمی‌شناسد.


کمتر کسی در محله زرجوب رشت، سراغ خانه‌ای را می‌گیرد که اولین دانش‌آموخته دکترای زبان و ادب پارسی را در خود پرورانده است.

حتی در کوچه ‌پس‌کوچه‌های محله‌ای که به بقعه خواهر امام می‌رسد، کسی تابلوی بن‌بست «معین‌العلما» را ندیده است. از شکل و ابعاد تابلو بر می‌آید که #شهرداری_رشت در دهه ۱۳۷۰ در ابتدای بن‌بست این تابلو را نصب کرده است. فرسودگی ناشی از باد و باران و تجدید رنگ نکردن تابلو، مانع از خوانش صحیح «بن‌بست #معین‌العلما» می‌شود. شاید به همین دلیل باشد که ساکنان این محله نیز تابلو را ندیده‌اند.

«‌معین‌العلما» پدربزرگ دکتر محمد معین بود. محمد ۶ سال بیشتر نداشت که پدر و مادرش را به فاصله کوتاهی از دست داد. آن سال‌ها، شیوع بیماری‌های مختلف خیلی‌ها را از پا درآورده بود.

از آن پس پدر بزرگش یعنی «معین‌العلما» تکفل محمد ۶ ساله و برادرش را برعهده گرفت. محمد به مکتب خانه ‌«میرزا غلامرضا تهرانی» فرستاده شد. بعد از ایجاد اداره ثبت احوال در رشت، خانواده معین‌العلماء به اعتبار لقب رسمی پدربزرگ، نام فامیلی «معین» را انتخاب کردند.


معین ‌العلماء با کمک اهالی، مکتب خانه‌ میرزا غلامرضا را به مدرسه ابتدایی تبدیل کرد. پس از تبدیل مکتب ‌خانه به مدرسه، تیزهوشی محمد موجب شد در کلاس پنجم بنشیند.

مشاهده سقف فروریخته بنا و خانه معین‌العلما که حالا ۳ پاره و به ۳ مالک جدید فروخته شده است؛ تصویر غم‌انگیزی را برای هر بیننده ایجاد می‌کند. بخشی از دیوار ضلع شمالی فروریخته و با سیمان و آجر مسدود شده است. ظاهر بنا نشان نمی‌دهد که قدمت آن ۱۰۰ سال باشد

سال ۱۳۸۰ خانه استاد معین درتهران به همراه خانه امیرجاهد، به‌منظور تأسیس موزه در اختیار شهرداری منطقه ۱۴ تهران قرار گرفت و حالا منزل شخصی #دکتر_معین، به‌عنوان مرکز فرهنگی «غدیر»کاربری جدید یافته است.

مقایسه این تغییر کاربری‌ها با خانه معین‌العلما در رشت، جایی که محمد ۶ ساله در آن بزرگ شد و بالید، نشان می‌دهد متولیان فرهنگی استان تا چه اندازه در حفظ میراث فرهنگی این شهر سستی به خرج داده‌اند.


دیدگاه ها (۳)

سالواتور موندی (به ایتالیایی: Salvator Mundi) به معنای منجی ...

سالواتور موندی اثری از لئوناردو داوینچی

خَسف | قصه بیست و نهم: ابوحنیفه و مالک (بخش اول)شاگردانی که ...

قصه هفدهم: مسلم بن عقیل (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش اول)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷⓿وقتی انسان آموخت که چگونه با رنج هایشتنها بماند...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

.خانه اولین شهردار رشت، میرزا خلیل رفیع ملقب به عمارت اخوان ...

مسجد نصیرالملک یکی از مساجد قدیمی شیراز است که به دلیل نورها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط