چشم هایم دوباره می خندد
چشم هایم دوباره می خندد
دل سپردن به خواب، شیرین است
با خودم حرف می زنم، با تو
گاه گاهی سراب شیرین است
هی مرور تو در خیابان ها
ذهن تاریک آخرین کوچه
پرسه در کودکانه ی فرهاد
باغ انگوری، باغ آلوچه *
گفته بودی که مرد خواهی شد
در قماری که نیست میبازی
دلخوشی ها چقدر دلگیرند
وقتی از کاه، کوه میسازی
" مرد بودن گناه سنگینی ست "
در جهانی که آدمک دارد
راه رفتن همیشه آسان نیست
شانه های زمین ترک دارد
مثل گنجشک های سرگردان
از تکان درخت میپاشی
خوب و پاکی درون آیینه
کاش می شد کمی خودت باشی
عصر دلگیر و خشک پاییزی
کف دستت نشسته لاشه ی قرص
آخرین فال حافظ امسال
" درد عشقی کشیده ام که مپرس "
دل سپردن به خواب، شیرین است
با خودم حرف می زنم، با تو
گاه گاهی سراب شیرین است
هی مرور تو در خیابان ها
ذهن تاریک آخرین کوچه
پرسه در کودکانه ی فرهاد
باغ انگوری، باغ آلوچه *
گفته بودی که مرد خواهی شد
در قماری که نیست میبازی
دلخوشی ها چقدر دلگیرند
وقتی از کاه، کوه میسازی
" مرد بودن گناه سنگینی ست "
در جهانی که آدمک دارد
راه رفتن همیشه آسان نیست
شانه های زمین ترک دارد
مثل گنجشک های سرگردان
از تکان درخت میپاشی
خوب و پاکی درون آیینه
کاش می شد کمی خودت باشی
عصر دلگیر و خشک پاییزی
کف دستت نشسته لاشه ی قرص
آخرین فال حافظ امسال
" درد عشقی کشیده ام که مپرس "
- ۱.۱k
- ۱۰ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط