گفت و گوی حضرت امیرالمومنین با حضرت زینب (س):

گفت و گوی حضرت امیرالمومنین با حضرت زینب (س): فرق مرا تو طاقت دیدن نداشتی
هجده سربریده ببینی چه می کنی؟؟؟

 این جا همه به گریۀ توگریه می کنند
خنده به اشک دیده ببینی چه می کنی؟؟؟

خون ریزد از شکاف سرم خون جگر شدی
جسمی به خون تپیده ببینی چه می کنی؟؟؟

تو یکسره به چشم پدر بوسه می زنی
تیری درون دیده ببینی چه می کنی؟؟؟

وقتی که می رسد زشریعه ، حسین را
با قامتی خمیده ببینی چه می کنی؟؟؟

طفلان در به در به بیابان کربلا
چون آهوی رمیده ببینی چه می کنی؟؟؟

یک ضربه زد به فرق سرم راحتم نمود
تو قتل صبر ، دیده ؟ ببینی چه می کنی؟؟؟

من پیکرم به غیر سرم لطمه ایی ندید
جسمی گلو بریده ببینی چه می کنی ...؟؟؟

صلی الله علیک یااباعبدالله...
دیدگاه ها (۴)

خسف | قصه سی و یکم: مأمون (بخش دوم)

رمان آغوشی از جنس خطر پارت دوازدهم ۱۲

گفت و گوی حضرت امیرالمومنین با حضرت زینب (س): فرق مرا تو طاق...

همه با هم #یاعلی یک #شعر در وصف #امیرالمومنین بنویسید و سه ن...

تو یکسره به چشم پدر بوسه می زنی تیری درون دیده ببینی چه می ک...

....[فُذْتُ وَ ربِّ الکَعْبه]..#فرق مرا تو طاقت دیدن نداشتی#...

زینب مرا تو طاقت دیدن نداشتیهجده سر بریده ببینی چه میکنی؟این...

در راه مهدی عج الله از سر و جان بگذرید

یا موسی بن جعفر "ع"نگاه خسته ی تان ماتمی به دل انداختبرای سی...

در خیمه ها صدای خدایا بلند شدزینب برای پرسش آیا؛ بلند شدفریا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط