‌
نام‌اش برف بود
تن‌­اش برفی
قلب‌اش از برف
و تپش‌اش صدای چکیدن برف
بر بام‌های کاه‌­گلی،
و من او را
چون شاخه­‌ای که زیر بهمن شکسته باشد
دوست می­‌داشتم



‌
دیدگاه ها (۲)

اقامت در کلبه دنج جنگلی در زمستان. پارو کردن برف، صدای فشرده...

در دل سکوت سنگین زمستان، آنجا که دامنه‌ی کوه‌ها در بستری از ...

دیگر دلتنگی هایمان مخصوص شب‌های جمعه نیست.روز به روز و لحظه ...

خدای من در هر ثانیه‌ای که می‌گذردبیشمار نعمت بر من ارزانی می...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت ۲۲: رقصِ گیلاس‌هایِ سیاه زیر...

✲ وقتی مغزت دست از سرت برنمی‌داره...تپش قلب ، دست‌های یخ‌زده...

بهار بدون تو

عاشقانه

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

گاهی بعضی آدم‌ها وارد رابطه‌ای می‌شوند که از همان ابتدا می‌د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط