مروارید

تو مروارید بودی رو به دریا کردی و رفتی
نگاهی با کنایه به صدف ها کردی و رفتی

عزیزم دلبری ها دلربا را می هراسانند
تو من را مضطرب تر از زلیخا کردی و رفتی

همیشه بینِ عقل و دل سَرِ جنگ است اما خوب-
میانِ این دو جنگی تازه برپا کردی و رفتی

نوشتی رویِ دیوارِ اتاقت "دوستت دارم"
تو این دیوار را دیوارِ حاشا کردی و رفتی

و بعد از پرده یِ آخر، تماشایی شدی وقتی-
تماشاچیِ بازی را تماشا کردی و رفتی

حسین حیدری"رهگذر"
مجموعه شعر از گور برگشته

۱۴۰۰/۱۱/۲۸
دیدگاه ها (۰)

سناریو درخواستی : وقتی توی دفترت شعر های عاشقانه می نویسی جا...

The eyes that were painted for me... "چشمانی که برایم نقاشی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط