{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

-"به کجا چنین شتابان؟"

-"به کجا چنین شتابان؟"

گون از نسیم پرسید.

-"دل من گرفته زینجا,

هوس سفر نداری

ز غبار این بیابان؟"

-" همه آرزویم اما

چه کنم که بسته پایم..."

-"‌به کجا چنین شتابان؟"

-"به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم..."

-"سفرت به خیر اما ,تو و دوستی , خدا را

چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی ,

به شکوفه ها, به باران,

برسان سلام ما را."



از : محمدرضا شفیعی کدکنی
دیدگاه ها (۲)

مادر بزرگ وقتی اومد خسته بود چارقدشو دور سرش بسته بود صدای...

آفتاب مهتاب چه رنگه چه قدر هر دو قشنگه يكی روشنی روز يكی نور...

تاراج خنده بر اشک پدر، خون برادر تا کی خانه بر هم زدن شادی ...

هر چه خواهم که سر خویش کنم گرم به کاری گل به چشمم گل آتش شود...

به کجا چنین شتابان ؟گون از نسیم پرسیددل من گرفته زینجاهوس سف...

- "به کجا چنین شتابان؟"گَوَن از نسیم پرسید.- "دلِ من گرفته ز...

به کجا چنین شتابان ؟ گون از نسیم پرسیددل من گرفته زینجاهوس س...

به کجا چنین شتابان ؟گون از نسیم پرسیددل من گرفته زینجاهوس سف...

به کجا چنین شتابان؟      گون از نسیم پرسیددل من گرفته زین جا...

«به کجا چنین شتابان؟»گَوَن از نسیم پرسید«دلِ من گرفته زینجاه...

«به کجا چنین شتابان؟»گَوَن از نسیم پرسید«دلِ من گرفته زینجاه...

به کجا چنین شتابان؟» گون از نسیم پرسید.دل من گرفت...

به کجا چنین شتابان ؟گون از نسیم پرسیددل من گرفته زینجاهوس سف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط