با خارها راهش را میبندم: شباهت نقطویه و بهائیت
⬜ امروز نوبت آن رسیده که با فرقهی ضاله ای مبارزه کنم از استان ما(گیلان) شیوع پیدا کرد: فرقه ضاله نقطویه یا پسیخانیه که از بدعت نقطه استفاده میکنند.
● و عجیبتر اینکه وقتی دربارهش تحقیق میکردم تا نکات مشترک این عهدشکنان رو با فرقه بهائیت پیدا کنم در تمام اسناد میدیدم که نوشته: بله! بهائیت از روی همین فرقه کپی شده!
(البته وقتی درباره خود بهائیت تحقیق کنید شاید اونو حتی جزو ادیان ابراهیمی براتون جا بندازن ولی وقتی میگی نقطویه، انگار مشتش رو باز کرده باشی همهی اسناد میگن بهائیت کپی برابر اصل نقطویهست)
✘ شاید اگه برای شما هم بشمرم بگید آره خودشه!
1- عدد۱۹ ! یعنی تغییر تقویم به ۱۹ روز و ۱۹ ماه از بدعتهای محمود پسیخانی(معروف به مردود) بوده و علیمحمد شیرازی (باب صهیونیسم) فقط زحمت کپی کردنش رو کشیده… شاید بخاطر همین بود که در مناظرات، تندنویسی و کپیبرداری رو بعنوان معجزه خودش عنوان میکرده.
2- مردود پسیخانی اسم کتاب فرقه خودش رو میزان گذاشته و میزان بمعنی عدل هست و امروزه به قبله بهائیت در حیفا بیت العدل میگن!
3- محمود پسیخانی میگه هر اسمی مسمای آن است! با همین فرمان، یکی لقب خودشو گذاشته باب یکی باب الابواب یکی اول آمن و... بصورت شیطانی وارد نقش مسمای اون اسم بشن.
4- بحث نقطهست. مردود میگه همه چیز به نقطه برمیگرده و در بهائیت هم به باب(خدای معتادشون) میگن نقطه اولی!
5- مرحلهی خر شیطان(=✘). یعنی مردود پس از ادعای حلول، به خودش لقب″مرکب مبین″ داده. دقیقاً باب ملعون هم همین جمله رو گفته « اگر او نبود، ... بر کرسی وحدانیت نمینشست».
6- مردود احتمالاً یا یهودی بود یا به تأثیر یهود این فرقه رو ساخت چون عرب ستیزی و عجم گرایی او یادآور گسیل شدن یهودیان به سمت فلسطین است. البته این پروژه بصورت باستان گرایی و اسلام ستیزی توسط بهائیان طی یک و نیم قرن گذشته تبلیغ شد.
7- جنگهای داخلی و آشوبهای مدنی توسط این فرقه بسیار بوده برای مثال سند تاریخ خانی، بداق بیگ (از پیروان فرقه نقطویه) در سال 896 حوالی قزوین با سپهسالار گیلانی میرعبدالملک وارد جنگ سختی میشه که البته خوشبختانه به هلاکت میرسه. اما تاریخ صفویه پر از اغتشاشات نقطهای ها بوده و با این حال کسی در خصوص نحوست آنها سکوت نکرد و بیشترشون نابود شدن.
8-محل قتل امیرکبیر در حمام فین کاشان بوده دقیقاً جایی که میر سید احمد کاشی رهبر نقوطیان فین در آنجا پایگاه ساخته بود.
9- با شروع سال 1000 بیشترشون به هند میرن و نورالدین جهانگیر شاه مانند پدرش اکبر شاه بصورت کامل از آنها حمایت مالی میکند تا جایی که از عبادالله کاشانی میخواد که کتاب بحر و کوزه پسیخانی رو به نامش بزنه!
10-براتون جالب نیست که نام کتاب محمود پسیخانی رسخ البیان بوده و نام کتاب علیمحمد شیرازی هم بیان؟! خب بریم سراغ اسناد: محمد علی ناظم الشریعة همدانی در کتاب حدیدة گفته:«تنی چند از کارپردازان بهائیت، هنگامی که او در کوه ماکو زندانی بود، آرای محمود پسیخانی را انتخاب کردند و در کتاب بیان تلفیق کردند.»
11-دستکاری آیات، تغییر قبله، حلال کردن حرام خدا، بدعت در ازدواج و... از اشتراکات ننگین این دو فرقه ناقض عهد حی قیوم است.
12- در خصوص موعود سازی نیز، ملاّ صبوح مازندرانی و عبدالله یزدی، که در ایران سرکوب شده بودند به هند رفته اکبرشاه را موعود خود خواندند. اکبرشاه انجمنی نوزده نفری گرد آورد، و اینان «آیین الهی» را که ترکیبی از هندوئیسم و زندیقی بود و همزمان احکام اسلامی را بازیچه قرار میداد ایجاد کردند و اکبرشاه را ″موعود رأس هزاره هجری″ نامیدند!
13- نکته عجیب درباره این نوع فرقهها بحث سینیه(سید باشد) و میمیه(سید نباشد) بود! یعنی مثلاً سید فضل الله(حروفیه)، و محمود پسیخانی(نقطویه) سید نبود. هم چنان که بعدها علیمحمد شیرازی سید و حسینعلی نوری سید نبود. نمیدونم این موضوع درباره شبتای زوی و ناتان غزاوی چطور پیش رفت اما مدل اینا یه جور بوده.
14-هر دو در شهر تبریز اعدام میشوند. مردود را در تیزآب میاندازند اما علیمحمد شیرازی را از تبریز به عکا منتقل میکنند و ازش همان جنازه قبله میسازند و همان سال اشغالگری آغاز کرده میشود.
15- اغتشاشات هر دو فرقه در شهرها و حتی روستاهای مشترکی انجام میشد.
16-هردو فرقه از طریق دستهای پنهان حمایت شدند. در حمایت از نقطویه همین بس که تعداد زیادی از شاعران در وصف این فرقه شعرها میسرودند درحالیکه در آن سالها شاعری یک کار رسانهای محسوب میشد. درباره بهائیت هم که طبق اعترافات دالکورکی از حمایت مالی روس و انگلیس بهره فراوان بردند.
(بقیه در کامنت)
● و عجیبتر اینکه وقتی دربارهش تحقیق میکردم تا نکات مشترک این عهدشکنان رو با فرقه بهائیت پیدا کنم در تمام اسناد میدیدم که نوشته: بله! بهائیت از روی همین فرقه کپی شده!
(البته وقتی درباره خود بهائیت تحقیق کنید شاید اونو حتی جزو ادیان ابراهیمی براتون جا بندازن ولی وقتی میگی نقطویه، انگار مشتش رو باز کرده باشی همهی اسناد میگن بهائیت کپی برابر اصل نقطویهست)
✘ شاید اگه برای شما هم بشمرم بگید آره خودشه!
1- عدد۱۹ ! یعنی تغییر تقویم به ۱۹ روز و ۱۹ ماه از بدعتهای محمود پسیخانی(معروف به مردود) بوده و علیمحمد شیرازی (باب صهیونیسم) فقط زحمت کپی کردنش رو کشیده… شاید بخاطر همین بود که در مناظرات، تندنویسی و کپیبرداری رو بعنوان معجزه خودش عنوان میکرده.
2- مردود پسیخانی اسم کتاب فرقه خودش رو میزان گذاشته و میزان بمعنی عدل هست و امروزه به قبله بهائیت در حیفا بیت العدل میگن!
3- محمود پسیخانی میگه هر اسمی مسمای آن است! با همین فرمان، یکی لقب خودشو گذاشته باب یکی باب الابواب یکی اول آمن و... بصورت شیطانی وارد نقش مسمای اون اسم بشن.
4- بحث نقطهست. مردود میگه همه چیز به نقطه برمیگرده و در بهائیت هم به باب(خدای معتادشون) میگن نقطه اولی!
5- مرحلهی خر شیطان(=✘). یعنی مردود پس از ادعای حلول، به خودش لقب″مرکب مبین″ داده. دقیقاً باب ملعون هم همین جمله رو گفته « اگر او نبود، ... بر کرسی وحدانیت نمینشست».
6- مردود احتمالاً یا یهودی بود یا به تأثیر یهود این فرقه رو ساخت چون عرب ستیزی و عجم گرایی او یادآور گسیل شدن یهودیان به سمت فلسطین است. البته این پروژه بصورت باستان گرایی و اسلام ستیزی توسط بهائیان طی یک و نیم قرن گذشته تبلیغ شد.
7- جنگهای داخلی و آشوبهای مدنی توسط این فرقه بسیار بوده برای مثال سند تاریخ خانی، بداق بیگ (از پیروان فرقه نقطویه) در سال 896 حوالی قزوین با سپهسالار گیلانی میرعبدالملک وارد جنگ سختی میشه که البته خوشبختانه به هلاکت میرسه. اما تاریخ صفویه پر از اغتشاشات نقطهای ها بوده و با این حال کسی در خصوص نحوست آنها سکوت نکرد و بیشترشون نابود شدن.
8-محل قتل امیرکبیر در حمام فین کاشان بوده دقیقاً جایی که میر سید احمد کاشی رهبر نقوطیان فین در آنجا پایگاه ساخته بود.
9- با شروع سال 1000 بیشترشون به هند میرن و نورالدین جهانگیر شاه مانند پدرش اکبر شاه بصورت کامل از آنها حمایت مالی میکند تا جایی که از عبادالله کاشانی میخواد که کتاب بحر و کوزه پسیخانی رو به نامش بزنه!
10-براتون جالب نیست که نام کتاب محمود پسیخانی رسخ البیان بوده و نام کتاب علیمحمد شیرازی هم بیان؟! خب بریم سراغ اسناد: محمد علی ناظم الشریعة همدانی در کتاب حدیدة گفته:«تنی چند از کارپردازان بهائیت، هنگامی که او در کوه ماکو زندانی بود، آرای محمود پسیخانی را انتخاب کردند و در کتاب بیان تلفیق کردند.»
11-دستکاری آیات، تغییر قبله، حلال کردن حرام خدا، بدعت در ازدواج و... از اشتراکات ننگین این دو فرقه ناقض عهد حی قیوم است.
12- در خصوص موعود سازی نیز، ملاّ صبوح مازندرانی و عبدالله یزدی، که در ایران سرکوب شده بودند به هند رفته اکبرشاه را موعود خود خواندند. اکبرشاه انجمنی نوزده نفری گرد آورد، و اینان «آیین الهی» را که ترکیبی از هندوئیسم و زندیقی بود و همزمان احکام اسلامی را بازیچه قرار میداد ایجاد کردند و اکبرشاه را ″موعود رأس هزاره هجری″ نامیدند!
13- نکته عجیب درباره این نوع فرقهها بحث سینیه(سید باشد) و میمیه(سید نباشد) بود! یعنی مثلاً سید فضل الله(حروفیه)، و محمود پسیخانی(نقطویه) سید نبود. هم چنان که بعدها علیمحمد شیرازی سید و حسینعلی نوری سید نبود. نمیدونم این موضوع درباره شبتای زوی و ناتان غزاوی چطور پیش رفت اما مدل اینا یه جور بوده.
14-هر دو در شهر تبریز اعدام میشوند. مردود را در تیزآب میاندازند اما علیمحمد شیرازی را از تبریز به عکا منتقل میکنند و ازش همان جنازه قبله میسازند و همان سال اشغالگری آغاز کرده میشود.
15- اغتشاشات هر دو فرقه در شهرها و حتی روستاهای مشترکی انجام میشد.
16-هردو فرقه از طریق دستهای پنهان حمایت شدند. در حمایت از نقطویه همین بس که تعداد زیادی از شاعران در وصف این فرقه شعرها میسرودند درحالیکه در آن سالها شاعری یک کار رسانهای محسوب میشد. درباره بهائیت هم که طبق اعترافات دالکورکی از حمایت مالی روس و انگلیس بهره فراوان بردند.
(بقیه در کامنت)
- ۵.۵k
- ۲۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط