{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#داستان_راستان

#داستان_راستان

گره گشایی

(صفوان) در محضر امام صادق نشسته بود، ناگهان مردی از اهل مکه وارد مجلس شد و گرفتاریی که برایش پیش آمده بود شرح داد، معلوم شد موضوع کرایه ای در کار است و کار به اشکال و بن بست کشیده است. امام به صفوان دستور داد: (فورا حرکت کن و برادر ایمانی خودت را در کارش مدد کن).
صفوان حرکت کرد و رفت و پس از توفیق در اصلاح کار و حل اشکال، مراجعت کرد. امام سؤال کرد: (چطور شد؟).
خداوند اصلاح کرد.
(بدان که همین کار به ظاهر کوچک که حاجتی از، کسی برآوردی و وقت کمی از تو گرفت، از هفت شوط طواف دور کعبه محبوبتر و فاضلتر است).
بعد امام صادق به گفته خود چنین ادامه داد: (مردی گرفتاری داشت و آمد حضور امام حسن و از آن حضرت استمداد کرد. امام حسن بلافاصله کفشها را پوشیده و راه افتاد. در بین راه به حسین بن علی رسیدند در حالی که مشغول نماز بود. امام حسن به آن مرد گفت: (تو چطور از حسین غفلت کردی و پیش او نرفتی)
گفت: (من اول خواستم پیش او بروم و از او در کارم کمک بخواهم، ولی چون گفتند ایشان اعتکاف کرده اند و معذورند، خدمتشان نرفتم).
امام حسن فرمود: (اما اگر توفیق برآوردن حاجت تو برایش دست داده بود، از یک ماه اعتکاف برایش بهتر بود).
دیدگاه ها (۲)

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش اول)

خسف | قصه بیست و هفتم: امام باقر (ع) (بخش پایانی)

قصه بیستم: تنوع یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

سفارش امام حسن عسکری به احترام به بستگان آل محمدحسین بن حسن ...

🔴 دور دیدن ظهور ممنوع🔵 پیامبر اکرم (ص) فرمودند:🔶مهدی از ما ا...

دور دیدن ظهور ممنوعپیامبر اکرم (ص) فرمودند: مهدی از ما اهل ب...

امام صادق علیه‌السلام فرمودند:مردى خدمت امام حسین بن على علی...

#کتابخانه_امام_شهید#مثلی_لا_یبایع_مثلهبا توجه به کتاب انسان ...

#امام_زمان_از_منظر_روایات ۶🔸 دور دیدن ظهور ممنوع ✅ کانال "...

امام در سالهای آخر عمر خود شدیداً لاغر وضعیف شده بود و به تع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط