بی تو من پنجره ای سردم و بی تصویرم
بی تو من پنجره ای سردم و بی تصویرم
مثل یک خانه ی متروکه فقط دلگیرم
من به پروانه شدن در بغلت محتاجم
ور نه در پیله ی تاریک خودم می میرم
فصل پاییز بیاید تو نباشی سخت است
بی سبب نیست که با عقربه ها درگیرم
فتح دستان تو را می طلبد آغوشم
من نشستم که بیایی بکنی تسخیرم
سایه ام سخت و بالم شده است این ایام
تشنه ی ما شدن و لذت یک تکثیرم
گر به دستت نرسد شعر ترم باور کن
بی تو حتی قلمم یخ زده ، بی تقصیرم
مثل یک خانه ی متروکه فقط دلگیرم
من به پروانه شدن در بغلت محتاجم
ور نه در پیله ی تاریک خودم می میرم
فصل پاییز بیاید تو نباشی سخت است
بی سبب نیست که با عقربه ها درگیرم
فتح دستان تو را می طلبد آغوشم
من نشستم که بیایی بکنی تسخیرم
سایه ام سخت و بالم شده است این ایام
تشنه ی ما شدن و لذت یک تکثیرم
گر به دستت نرسد شعر ترم باور کن
بی تو حتی قلمم یخ زده ، بی تقصیرم
- ۹۳۴
- ۰۴ خرداد ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط