{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پُرِ اندوه نوشته ست خدا تقدیرم

پُرِ اندوه نوشته ست خدا تقدیرم
دگر از هر چه و هر کس که بگویی سیرم
ای که بر سادگی چشم و دلم میخندی
هیچ دانی که چه حد با غم او درگیرم؟
میکشیدم به قلم عکس رخ یارم را
حال اما که خودم گنگ ترین تصویرم
گل عشق من و تو ای نفسم پژمرده ست
از خودم، از تو و از عشق دگر دلگیرم
همچو یک آیه ی کوته وَ کمی نامفهوم
میکند هر که دلش خواست مرا تفسیرم
شده ام دلزده از عاشقی و دلبازی
غم این دلزدگی... آه کند تسخیرم
سر به تن دارد اگر دلخوشیَم صبر نما
من فقط منتظر غمزه ی یک شمشیرم
قصه ی عشق دلم وای...به آخر نرسید
که در این قصه ی دل تلخ ترین تعبیرم
مانده است اندکی از عمر من ای حور به جای
کُندم یاری اگر تیر اجل میمیرم
چه کنم شکوه از ایام سیه میدانم
هر چه آمد به سرم بود خدا تقصیرم
دیدگاه ها (۲)

هرچه کردی به دلم باز تو را بخشیدمبا زبان زخم زدی، دشنه زدی، ...

ﭘﺸﺖ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻮﭼــﻪ"ﺑﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﺰﻧﯿﺪ!!!ﻣﻦ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻢ ﺑﻨﺸﯿﻨﯿﺪ ﻭ ....

رسمی نباش پیش من ... اینجا اداره نیستقلبم سند به نام تو خورد...

. آمدی بغض گلو قسمت باران بکنیبارش ابر غمی سهم بیابان بکنیآم...

#شعر_معاصر 🍂دیری‌ست که از روی دلآرای تو دوریممحتاجِ بیان نیس...

وقتی سال‌ها یک نفر رو توی دنیای خودت پررنگ کردی، وقتی هر گو...

#بیاو‌بوسه‌ای_بر_گونه‌ام‌_بگذار...بیا و فرض کن این زندگی عال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط