آیا میدانید که چرا برخی از آذربایجانیها ، بر ترک بودن خود پافشاری میکنند؟
آیا میدانید که چرا برخی از آذربایجانیها ، بر ترک بودن خود پافشاری میکنند ، و در استادیومهای برگزاری مسابقات فوتبال در تبریز ، پرچم کشور ترکیه را بدست میگیرند ؟ چونکه آنها بر این باورند که پیشرفتهای کشور «ترکیه» و پیش از آن «عثمانی» ، دستاورد مردم ترکتبار این کشور است ؛ ولی باید به آنها گفت که : پیشرفتهای کشور «ترکیه» و «عثمانی» ، نه کار ترکهای این کشور ، بلکه کار مردم اروپائیتبار و ایرانیتبار این کشور بوده است.
اگر بخواهیم گستردهگوئی (توضیح) بیشتری را بدست بدهیم (ارائه کنیم) ، باید بگوئیم که : «ترکان سلجوقی» ، در سال 1092 زادروزی (میلادی) ، با یک لشگر کموبیش (تقریبا) دههزار تنه (نفره) به «امپراتوری روم خاوری» (امپراتوری بیزانس) تاختند و این کشور اروپائی کموبیش (تقریبا) پانزده میلیونی را زورگیری (تسخیر) کردند . ولی پیشرفتهای کشور امروزی «ترکیه» و پیش از آن ، «عثمانی» ، رهمندیای (ربطی) به «ترکان سلجوقی» زورگیرندهء (اشغالگر) «امپراتوری روم خاوری» (بیزانس) ، و نوادگان این ترکها ندارد ، بلکه این پیشرفتها ، پیامد (نتیجهء) کار مانایان (ساکنین) اروپائیتبار و ایرانیتبار «امپراتوری روم خاوری» (بیزانس) ، و نوادگان آنها است ؛ چونکه تا پیش از اینکه «ترکان سلجوقی» ، در سال 1092 زادروزی (میلادی) به «امپراتوری روم خاوری» (بیزانس) بتازند و این کشور را زورگیری (تسخیر) بکنند ؛ این کشور ، پیشرفتهترین کشور جهان بوده است ، و مانایان (ساکنین) آن هم ، اروپائیتبار و ایرانیتبار بودهاند . کشوری هم که در چابرگان (جدول) ردهبندی کشورهای پیشرفته ، در جایگاه دوم ، ایستاده بود ؛ بسیار بسیار بسیار «پس (عقب) افتادهتر» از «امپراتوری روم خاوری» (بیزانس) بوده است.
ولی «ترکان سلجوقی» ، پیش از اینکه به «امپراتوری روم خاوری» (بیزانس) بتازند ، مانند دیگر «ترکها» ، «گوسفندچرانهائی بیسواد» بوده اند . ولی خب ، «ترکها» ، «گوسفندچرانی» را با نشستن برپشت اسب ، انجام میدادهاند ؛ و به همین چرائی (دلیل) ، آنها ، اسبسوارانی بسیار چیرهدست شده بودند . و از آنجا که ، بریدن سر گوسفند و پاره کردن شکم گوسفندان ، کار هرروزهء این «ترکهای گوسفندچران» بوده است ؛ آنها به «بریدن سر» و «دریدن شکم» ، و «خونریزی» ، خو گرفته بودند ؛ پس آنها ، نامزدهای (کاندیدهای) خوبی برای ارتشیگری (نظامیگری) بودهاند.
پایابراین (بنابراین) ، پس از اینکه «ترکها» ، «امپراتوری روم خاوری» (بیزانس) را در سال 1092 زادروزی (میلادی) ، زورگیری (تسخیر) کردند ؛ پیشهء ارتشیگری (نظامیگری) ، از آن ترکها شد ، و پیشههای دانشی (علمی) ، فرهنگی ، راهبردگزاری (سیاستگزاری) ، فنی ، پزشکی ، هنری و دیگر کارهائی اینچنینی ، از آن مردم اروپائیتبار و ایرانیتبار این سرزمین گردید . رونهیدنی (قابل توجه) است که همین «بخشامد همایگانی» (نسبت جمعیتی) ده هزار «ترک» به پانزده میلیون «اروپائیتبار و ایرانیتبار» ، تا به امروز ، پابرجا مانده است ؛ ولی خب ، «ترکهای ددمنش زورگو» ، همهء این مردم اروپائیتبار و ایرانیتبار را به زور شمشیر ، «ترک زبان» کردهاند.
آندسته از آذربایجانیهای ایران ، که چشمبادامی و بینیپهن نیستند ، ایرانیتبارهای «ترکزبانشده» هستند ، و از «نژاد سفید» هستند ؛ و نه از «نژاد زرد» و «تبار ترک» . بیگمان (البته) شماری از مانایان (ساکنین) آذربایجان ، از بازماندگان آن ترکهائی هستند ، که از پیرامون (حدود) سال 1000 زادروزی (میلادی) ، به ایران تاختهاند ، و در این سرزمین ماندهاند.
در پایان باید بگویم که همانند (شبیه) همین چرائیآوری (استدلال) ، دربارهء نازیدن برخی از آذربایجانیها به «کشور آذربایجان» نیز ، درست است (صدق میکند) . یادآوری میکنم که برخی از آذربایجانیها ، در استادیومهای برگزاری مسابقات فوتبال در تبریز ، پرچم «کشور آذربایجان» را بدست میگیرند.
اگر بخواهیم گستردهگوئی (توضیح) بیشتری را بدست بدهیم (ارائه کنیم) ، باید بگوئیم که : «ترکان سلجوقی» ، در سال 1092 زادروزی (میلادی) ، با یک لشگر کموبیش (تقریبا) دههزار تنه (نفره) به «امپراتوری روم خاوری» (امپراتوری بیزانس) تاختند و این کشور اروپائی کموبیش (تقریبا) پانزده میلیونی را زورگیری (تسخیر) کردند . ولی پیشرفتهای کشور امروزی «ترکیه» و پیش از آن ، «عثمانی» ، رهمندیای (ربطی) به «ترکان سلجوقی» زورگیرندهء (اشغالگر) «امپراتوری روم خاوری» (بیزانس) ، و نوادگان این ترکها ندارد ، بلکه این پیشرفتها ، پیامد (نتیجهء) کار مانایان (ساکنین) اروپائیتبار و ایرانیتبار «امپراتوری روم خاوری» (بیزانس) ، و نوادگان آنها است ؛ چونکه تا پیش از اینکه «ترکان سلجوقی» ، در سال 1092 زادروزی (میلادی) به «امپراتوری روم خاوری» (بیزانس) بتازند و این کشور را زورگیری (تسخیر) بکنند ؛ این کشور ، پیشرفتهترین کشور جهان بوده است ، و مانایان (ساکنین) آن هم ، اروپائیتبار و ایرانیتبار بودهاند . کشوری هم که در چابرگان (جدول) ردهبندی کشورهای پیشرفته ، در جایگاه دوم ، ایستاده بود ؛ بسیار بسیار بسیار «پس (عقب) افتادهتر» از «امپراتوری روم خاوری» (بیزانس) بوده است.
ولی «ترکان سلجوقی» ، پیش از اینکه به «امپراتوری روم خاوری» (بیزانس) بتازند ، مانند دیگر «ترکها» ، «گوسفندچرانهائی بیسواد» بوده اند . ولی خب ، «ترکها» ، «گوسفندچرانی» را با نشستن برپشت اسب ، انجام میدادهاند ؛ و به همین چرائی (دلیل) ، آنها ، اسبسوارانی بسیار چیرهدست شده بودند . و از آنجا که ، بریدن سر گوسفند و پاره کردن شکم گوسفندان ، کار هرروزهء این «ترکهای گوسفندچران» بوده است ؛ آنها به «بریدن سر» و «دریدن شکم» ، و «خونریزی» ، خو گرفته بودند ؛ پس آنها ، نامزدهای (کاندیدهای) خوبی برای ارتشیگری (نظامیگری) بودهاند.
پایابراین (بنابراین) ، پس از اینکه «ترکها» ، «امپراتوری روم خاوری» (بیزانس) را در سال 1092 زادروزی (میلادی) ، زورگیری (تسخیر) کردند ؛ پیشهء ارتشیگری (نظامیگری) ، از آن ترکها شد ، و پیشههای دانشی (علمی) ، فرهنگی ، راهبردگزاری (سیاستگزاری) ، فنی ، پزشکی ، هنری و دیگر کارهائی اینچنینی ، از آن مردم اروپائیتبار و ایرانیتبار این سرزمین گردید . رونهیدنی (قابل توجه) است که همین «بخشامد همایگانی» (نسبت جمعیتی) ده هزار «ترک» به پانزده میلیون «اروپائیتبار و ایرانیتبار» ، تا به امروز ، پابرجا مانده است ؛ ولی خب ، «ترکهای ددمنش زورگو» ، همهء این مردم اروپائیتبار و ایرانیتبار را به زور شمشیر ، «ترک زبان» کردهاند.
آندسته از آذربایجانیهای ایران ، که چشمبادامی و بینیپهن نیستند ، ایرانیتبارهای «ترکزبانشده» هستند ، و از «نژاد سفید» هستند ؛ و نه از «نژاد زرد» و «تبار ترک» . بیگمان (البته) شماری از مانایان (ساکنین) آذربایجان ، از بازماندگان آن ترکهائی هستند ، که از پیرامون (حدود) سال 1000 زادروزی (میلادی) ، به ایران تاختهاند ، و در این سرزمین ماندهاند.
در پایان باید بگویم که همانند (شبیه) همین چرائیآوری (استدلال) ، دربارهء نازیدن برخی از آذربایجانیها به «کشور آذربایجان» نیز ، درست است (صدق میکند) . یادآوری میکنم که برخی از آذربایجانیها ، در استادیومهای برگزاری مسابقات فوتبال در تبریز ، پرچم «کشور آذربایجان» را بدست میگیرند.
- ۲.۶k
- ۲۵ اسفند ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط