تا که از در برسی رخ بنمایی تو به من

تا که از در برسی رخ بنمایی تو به من
دل من در تب و تاب است کجایی آقا

از غم دوری تو هر نفس ای راحت جان
گریه بی حد و حساب است کجایی آقا

داستان غم هجران تو ای یوسف من
قدر یک کهنه کتاب است کجایی آقا

چه شود گر نظری بر من بیچاره کنی
یک نظر بر تو صواب است کجایی آقا

اشعار مهدوی
دیدگاه ها (۲)

ترانه عشق

بخت آیینه ندارم که در او می‌نگریخاک بازار نیرزم که بر او می‌...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

پارت: 12 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*وقتی بالاخره سرش را بلند ک...

مرد دستی به سرش کشید و نفسی کلافه بیرون داد. کامیل بازم چشما...

آخرین #جمعه سال است کجایی آقاحالمان رو به زوال است کجایی آقا...

حال من بی تو خراب است کجایی آقانقش من بی تو برآب است کجایی آ...

حال من بی تو خراب است کجایی آقانقش من بی تو برآب است کجایی آ...

آخرین جمعه سال است کجایی آقاحالمان رو به زوال است کجایی آقاع...

کجایی؟

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط