خوب ...
خوب ...
فرشتگان : پارت اول
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⬜گاد
⬜ احساس ترس وحشت خوشحالی نگرانی هیجان شهوت همه اینا رو من قضاوت میکنیم غلط و درستو من مشخص می کنم .... مهم نیست... حرف آخرو من میزنم من از هیچی بوجود اومدم ساخته شده از وجدان ....
⬛ عزرائیل
⬛وقته نمایشه !
🟧مایکل
🟧آههههه.... از تئاتر روزانه خسته نشدی ؟
⬛مایکل این بخشیه از زندگی داخله بهشته در ضمن بالا بردن وجهه از اساس کاره البته... اساس کاره من
🟧 دقیقاً شاید...حق با تو باشه ولی این جزء وظایفت نیست میدونی که ما باید همیشه..
⬛خیلی دوست داشتم این مکالمه جذابو ادامه میدادم ولی..... طرفدارام دارن میان سراقم
💬فرشتگان
💬 لطفاً آروم باشید سرورمون نمیتونن...آه!
🗨️بهشتیا
🗨️اون واقعاً همون عزرائیله ؟ اووو
🗨️آره فک کنم فرشته مرگ آههه
⬛آروم باشید ... هه هه هه (خنده ی ملایم) امیدوارم از اینجا بودن لذت کافی رو ببرین برای ابدیت
🗨️تو بهترین فرشته ای !
🗨️آره تو قدرتمند ترینی!
🗨️(تشویق کردن)
⬛هه هه ... (باز کردن بال ها) اینو که خودم میدونم (رفتن به زمین) وقتشه ببینیم میوه های فاسد و تازه کجا هستن چون وقته چیدنه ...
🟧اون بازم رفت با جوابای احمقانه و نامفهومش خوب همه که سر کاره خودشونن (نگاه کردم به آسمون) که ناگهان یه فاجعه طبیعی رخ میده برای پر مشکل آور ترین برادر عالم .... کاسیوس بازم؟ هممممم ...
🟩خوب ... آه هه هه هه .... شاید یه کوچولو از دستم در رفت فقط یه کوچولو ...
🟧تمام بهشت مثه یه کابوس تیره شده اون ابرا رو دور کن ...
🟩مشکل همینجاست اون ابرا یه معمولی نیست اونا زندن!
🟧تاریکی ... خوب پس تا اینجا هم دست از پا خطا کردن حیف اون دوتا رفتن دنیا های موازی .... لئوری صدا بزن !
🟩چشم قربان !
🟧اوضاع داره بیخ دار میشه میدونم برای اون کاره یه بشکنه ولی ... منم میتونم از پسش بر بیام
🟥لئوری
🟥اومدم!
🟧خیله خوب حواست به بهشت باشه ...
🟥حله !
🟩بهتر نیست قضیه رو رک پوست کنده به جوئل اطلاع بدیم ؟ ...
🟧مگه دیونه شدی این یه مسئله ی پیش پا افتادست میشه راحت حلش کرد ... خیالت آسوده چون من برای (پرش)(دو نصف کردن ابرا)(آزاد شدن تاریکی)(نصف کردن)(چرخوندن شمشیر)(پایین اومدن) همین چیزا آفریده شدم انقدر پست نیستم که چندتا تیکه ابر مضخرف منو بترسونه...
🟩وای باور کن یه لحظه شک کردم ... کارت عالی بود ...
🟧حواست بیشتر جمع کن تا این ابرا دیگه اینطرفا آفتابی نشن ...
🟩بله قربان حواسم شیش دونگ نه جفت دونگه دونگ جمع میکنم !
🟧عالیه... خوب بریم لئوری کار ما اینجا تمومه
⬛منم همینطور
🟧آهههه!(افتادن) تو یهو از کجا..
⬛شیش هزار روح رو با موفقیت و در کسری از ثانیه گرفتم میدونم ... میدونم کارم خیلی درسته
ادامه دارد به شرطه اینکه کامنت بزارید🧐🫵
فرشتگان : پارت اول
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
⬜گاد
⬜ احساس ترس وحشت خوشحالی نگرانی هیجان شهوت همه اینا رو من قضاوت میکنیم غلط و درستو من مشخص می کنم .... مهم نیست... حرف آخرو من میزنم من از هیچی بوجود اومدم ساخته شده از وجدان ....
⬛ عزرائیل
⬛وقته نمایشه !
🟧مایکل
🟧آههههه.... از تئاتر روزانه خسته نشدی ؟
⬛مایکل این بخشیه از زندگی داخله بهشته در ضمن بالا بردن وجهه از اساس کاره البته... اساس کاره من
🟧 دقیقاً شاید...حق با تو باشه ولی این جزء وظایفت نیست میدونی که ما باید همیشه..
⬛خیلی دوست داشتم این مکالمه جذابو ادامه میدادم ولی..... طرفدارام دارن میان سراقم
💬فرشتگان
💬 لطفاً آروم باشید سرورمون نمیتونن...آه!
🗨️بهشتیا
🗨️اون واقعاً همون عزرائیله ؟ اووو
🗨️آره فک کنم فرشته مرگ آههه
⬛آروم باشید ... هه هه هه (خنده ی ملایم) امیدوارم از اینجا بودن لذت کافی رو ببرین برای ابدیت
🗨️تو بهترین فرشته ای !
🗨️آره تو قدرتمند ترینی!
🗨️(تشویق کردن)
⬛هه هه ... (باز کردن بال ها) اینو که خودم میدونم (رفتن به زمین) وقتشه ببینیم میوه های فاسد و تازه کجا هستن چون وقته چیدنه ...
🟧اون بازم رفت با جوابای احمقانه و نامفهومش خوب همه که سر کاره خودشونن (نگاه کردم به آسمون) که ناگهان یه فاجعه طبیعی رخ میده برای پر مشکل آور ترین برادر عالم .... کاسیوس بازم؟ هممممم ...
🟩خوب ... آه هه هه هه .... شاید یه کوچولو از دستم در رفت فقط یه کوچولو ...
🟧تمام بهشت مثه یه کابوس تیره شده اون ابرا رو دور کن ...
🟩مشکل همینجاست اون ابرا یه معمولی نیست اونا زندن!
🟧تاریکی ... خوب پس تا اینجا هم دست از پا خطا کردن حیف اون دوتا رفتن دنیا های موازی .... لئوری صدا بزن !
🟩چشم قربان !
🟧اوضاع داره بیخ دار میشه میدونم برای اون کاره یه بشکنه ولی ... منم میتونم از پسش بر بیام
🟥لئوری
🟥اومدم!
🟧خیله خوب حواست به بهشت باشه ...
🟥حله !
🟩بهتر نیست قضیه رو رک پوست کنده به جوئل اطلاع بدیم ؟ ...
🟧مگه دیونه شدی این یه مسئله ی پیش پا افتادست میشه راحت حلش کرد ... خیالت آسوده چون من برای (پرش)(دو نصف کردن ابرا)(آزاد شدن تاریکی)(نصف کردن)(چرخوندن شمشیر)(پایین اومدن) همین چیزا آفریده شدم انقدر پست نیستم که چندتا تیکه ابر مضخرف منو بترسونه...
🟩وای باور کن یه لحظه شک کردم ... کارت عالی بود ...
🟧حواست بیشتر جمع کن تا این ابرا دیگه اینطرفا آفتابی نشن ...
🟩بله قربان حواسم شیش دونگ نه جفت دونگه دونگ جمع میکنم !
🟧عالیه... خوب بریم لئوری کار ما اینجا تمومه
⬛منم همینطور
🟧آهههه!(افتادن) تو یهو از کجا..
⬛شیش هزار روح رو با موفقیت و در کسری از ثانیه گرفتم میدونم ... میدونم کارم خیلی درسته
ادامه دارد به شرطه اینکه کامنت بزارید🧐🫵
- ۷.۳k
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط