اشک گرم و آه سرد و روی زرد و سوز دل

اشک گرم و آه سرد و روی زرد و سوز دل
حاصل عشقند و من این نکته میدانم چو شمع
با خیالش با نگاهش با فراقش با غمش!
گاه گریان٬گاه سوزان٬گاه لرزانم چو شمع.


#پسر #رامشیر #اهواز #خوزستان #اسد #اسماعیلی
دیدگاه ها (۱)

عشق و درویشی و تنهایی و درد با دل مجروح من کرد آن‌چه کرد آه ...

به گرد دل همی‌گردی چه خواهی کرد می‌دانم چه خواهی کرد دل را خ...

#شعرقهرمان_بانوان ؛ حضرت زینب سلام الله علیهابکوی عشق تو هم ...

رفتم،مراببخش و مگو او وفا نداشتراهی بجز گریز برایم نمانده بو...

گریز و

رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشتراهی بجز گریز برایم نمانده...

رفتم، مرا ببخش و مگو او وفا نداشتراهی بجز گریز برایم نمانده ...

رفتم مرا ببخش و مگو او وفا نداشتراهی بجز گریز برایم نمانده ب...

رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشتراهی بجز گریز برایم نمانده...

رفتم،مرا ببخش و مگو او وفا نداشتچاره ای جز گریز برایم نمانده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط