رمان نور همین حوالیست
نویسنده: یگانه. کاف
ژانر: عاشقانه
تعداد صفحات: 297
بخشی از داستان:
_آدم با این سرووضع جلوی در ظاهر میشه؟ !
و به لباسش اشار ه کردم نگاهئ به خودش انداخت و هینی کشید
_حواسم نبود !
_از این به بعد حواست باشه !
_باشه بابا! به ساکام اشاره کرد و با خنده گفت
_احیانا تو پیشگویی؟ !
_جریانش مفصله!
خمیازه ی کش داری کشید
_ خب تعریف کن
قیافمو مچاله کردم
_ببینم بانو تو مسواک زدی!?
_باز تو نیومده شروع کردی خانم استاندارد !?
_سوالمو با سوال جواب نده … بهت می گم مسواک زدی یا نه!?
(قسمت آخرو جیغوار گفتم)
به تظاهر شروع به گریه کردن کرد
_آقای قاضی به خدا من نکشتمش!
با چشمای گرد شده نگاهش کردم
لینک دانلود:
http://mahroman.xyz/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b1-%d9%87%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%ad%d9%88%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%be/
🔶نظرات خود را در سایت به اشتراک بگذارید🔶
🔷نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید🔷
ژانر: عاشقانه
تعداد صفحات: 297
بخشی از داستان:
_آدم با این سرووضع جلوی در ظاهر میشه؟ !
و به لباسش اشار ه کردم نگاهئ به خودش انداخت و هینی کشید
_حواسم نبود !
_از این به بعد حواست باشه !
_باشه بابا! به ساکام اشاره کرد و با خنده گفت
_احیانا تو پیشگویی؟ !
_جریانش مفصله!
خمیازه ی کش داری کشید
_ خب تعریف کن
قیافمو مچاله کردم
_ببینم بانو تو مسواک زدی!?
_باز تو نیومده شروع کردی خانم استاندارد !?
_سوالمو با سوال جواب نده … بهت می گم مسواک زدی یا نه!?
(قسمت آخرو جیغوار گفتم)
به تظاهر شروع به گریه کردن کرد
_آقای قاضی به خدا من نکشتمش!
با چشمای گرد شده نگاهش کردم
لینک دانلود:
http://mahroman.xyz/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%86%d9%88%d8%b1-%d9%87%d9%85%db%8c%d9%86-%d8%ad%d9%88%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%be/
🔶نظرات خود را در سایت به اشتراک بگذارید🔶
🔷نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید🔷
- ۲.۰k
- ۲۱ مرداد ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط