رمان سه تفنگدار شیطون

نویسنده: فاطمه موسوی

ژانر: طنز

تعداد صفحات: 109

بخشی از داستان:

همزمان با آهنگ یاسی رو کله متین ضرب گرفته بودو منو فاطمه همراه با همخونی تخمه می خوردیم و پوستشو
فوت می کردیم بیرون.صورت متین دیگه رو به کبودی میزد .دستاشو دور فرمون سفت کرده بودو عصبی نفس می
کشید . یکدفعه چنان زدش روی ترمز که پرت شدم رو داشبورد.
من- وحشی…آمازونی…مغول.
همون موقع ماشین سرگرد و کیوی هم توقف کرد . متین با عصبانیت پیاده شد . ماهم شادو خرم پریدیم پایین.
سرگرد- چرا وایسادی متین .
متین – چرا؟…آره چرا؟ …حالا ببینید.
دستشو گذاشت یه طرف بینیشو فین کرد . چند تا پوست تخمه از دماغش بیرون افتاد . گوشاش رو تکون دادو از
اونا هم پوست تخمه ریخت . دیگه سرگردو کیوی از خنده داشتم میمردن.
متین- می خندین ؟…آره…بایدم بخندین…سه تا مارمولک رو توی ماشین من انداختین راحتین دیگه.
سرگرد- خب حقته …می خواستی رضایت نامه هاشون رو برنداری .
متین- غلط کردم … چیز خوردم .
من- دقیقا چی خوردی؟
متین- ببند دهنو !
من – نه جون من چی خوردی؟
کیوی- یه چیز بد .
متین غرید:
متین- کیوان تو ساکت شو که اعصاب درست و حسابی ندارم .
لینک دانلود:

http://mahroman.xyz/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b3%d9%87-%d8%aa%d9%81%d9%86%da%af%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%db%8c%d8%b7%d9%88%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%be/
🔶نظرات خود را در سایت به اشتراک بگذارید🔶
🔷نظرات خود را با ما به اشتراک بگذارید🔷
دیدگاه ها (۱)

🔴💊🍊 ویتامین‌ها را درست مصرف می‌کنید؟ 🤔✨🌿🧡 چند عادت ساده که ب...

هم سلولی خطرناک (part2)هفته‌ی اول دختر یاد گرفت چطور توی زند...

رمان عشق به سبک من

رمان چال گونه

رمان بابابزرگ

رمان ابریشم زندگی من

رمان دیده دل

رمان سوگلی سالهای پیری

رمان نگاهم کن

رمان وال استریت پلاک 24

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط