میخواستم از زخم تنت آغاز کنم بنویسم زخم تنت زیباست مثل لك
میخواستم از زخم تنت آغاز کنم بنویسم زخم تنت زیباست مثل لكه شراب بر پیراهن سفیدت یادگار شبی دیوانه
می خواستم از ترکیب فلز با پوستت آغاز کنم بنویسم لطیف سخت پاییز پرشکوفه ی من
میخواستم از چشم هایت آغاز کنم که نقطه های پایان اند که طوری زیبایند انگار روزی آزادی را تماشا کرده اند
میخواستم از انگشتانت آغاز کنم که از آبشار تراشیده شده اند از صدایت که عمیق است چون سکوت
میخواستم از تردیدت آغاز کنم یگانه پناه یقین من
می خواستم از تو آغاز کنم که دیدم شعر به آخر رسیده است
می خواستم از ترکیب فلز با پوستت آغاز کنم بنویسم لطیف سخت پاییز پرشکوفه ی من
میخواستم از چشم هایت آغاز کنم که نقطه های پایان اند که طوری زیبایند انگار روزی آزادی را تماشا کرده اند
میخواستم از انگشتانت آغاز کنم که از آبشار تراشیده شده اند از صدایت که عمیق است چون سکوت
میخواستم از تردیدت آغاز کنم یگانه پناه یقین من
می خواستم از تو آغاز کنم که دیدم شعر به آخر رسیده است
- ۳۶۴
- ۳۰ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط