{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به پیش روی من، تا چشم یاری میکند، دریاست.

به پیش روی من، تا چشم یاری میکند، دریاست.
چراغ ساحل آسودگی‌ها در افق پیداست.
در این ساحل که من افتاده‌ام خاموش
غمم دریا، دلم تنهاست،
وجودم بسته در زنجیر خونین تعلق‌هاست!

خروش موج با من می‌کند نجوا:
-که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت،
که هر کس دل به دریا زد رهایی یافت...

مرا آن دل که بر دریا زنم نیست
ز پا این بند خونین برکَنَم نیست
امید آن‌که جان خسته‌ام را
به آن نادیده ساحل افکنم نیست.

#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۲)

007-پنهان در مه - پارت ۸۳

❥بـه پیش روی من , تا چشم یاری میکند دریاستچــراغ سـاحل آســو...

به پیش چشم من،تاچشم یاری می کند،دریاستچراغ ساحل آسودگی ها در...

چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست!در این ساحل که من افتاده ا...

به پیش روی من تا چشم یاری میکند دریاست چراغ ساحل آسودگی ها د...

به پیش روی من تا چشم یاری میکند دریاستچراغ ساحل آسودگی ها در...

چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست !درین ساحل که من افتاده ام...

«مرا آن دل که بر دریا زنم نیست»به پیش روی من، تا چشم یاری می...

چراغ ساحل آسودگی ها در افق پیداست !درین ساحل که من افتاده ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط