براساس واقعیت محض است این داستانک

براساس واقعیت محض است این داستانک

مشکلات پشت سر هم روزگارم را جهنم کرده بود . دعوا با مدیرو اخراج بی پولی و بی درآمدی . بی برکتی کلافه ام کرده بود . زیان پشت  زیان می رسید و از عالم و آدم خسته و نا امید شدم ...
مستاصل و در مانده  و پریشان
اهل دلی گفت دعای مشلول را با توجه کامل به معانی بخوان امید وارم گشایشی شود ...
چند سحر بیدار شدم  دعای مشلول را میخواندم و گریه میکردم  تا اینکه یک شب پس از گریه خوابم برد

در خواب ندایی گفت
نوزده سال پیش در مورد دخترخانمی سخنی گفتی ...!!!
با ترس و اضطراب گغتم  غیبت نکردم و عیبش را نگفتم فقط نظرم را گفتم!!!

گفتند : (اگر عیبش را گفته بودی وغیبت کرده بودی شرایطت بدتر بود

بگو بدانیم  چه کسی از تو نظر خواسته بود ؟؟؟))
انجا فهمیدم اظهار نظر من در سرنوشت ان دختر خانم تاثیر منفی کذاشته بود و پس از نوزده سال آه او به خاطر مشکلاتش ! باعث‌ شده بود
غیرت و غضب خداوند بلای جانم شوم

خداوند عاشق بندگانش است و آه مظلوم غضب و غیرتش را به دنبال دارد مواظب زبانمان باشیم

پایان
دیدگاه ها (۹)

تا ظهورت چقدر فاصله داريم آقا آه از جمعه ي بي تو گله داريم آ...

ثمین صفالو یکی از مجریان سری دوم «از لاک جیغ تا خدا» درباره ...

🔻 هر وقت پدرم این ترانه را می خواند که «وقتی بچه بودی، عادت ...

part 14

!مسافر خانه تسخیر شدهیک شب سرد زمستونی بود،هوا گرگ و میش بود...

!مسافر خانه تسخیر شدهیک شب سرد زمستونی بود،هوا گرگ و میش بود...

چگونه با پدرت آشنا شدم؟؟۳۱شوهر بی منتتا آنجایش گفتم برایت که...

بسم الله الرحمن الرحيمپاسخ :معلوم می‌شود که آن آقا پسر، کمی ...

فال امروز دوشنبه 8 دی 93 دوشنبه 29 دسامبر 2014فال حافظفال رو...

فال امروز چهارشنبه 5 آذر 93 چهارشنبه 26 نوامبر 2014فال حافظف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط