خون‌ریزی و نندیشی، عیار چنین خوش‌تر

خون‌ریزی و نندیشی، عیار چنین خوش‌تر

دل دزدی و نگریزی، طرار چنین خوشتر

زان غمزهٔ دود افکن آتش فکنی در من

هم دل شکنی هم تن، دل‌دار چنین خوش‌تر

هر روز به هشیاری نو نو دلم آزاری

مست آیی و عذر آری، آزار چنین خوش‌تر

نوری و نهان از من، حوری و رمان از من

بوس از تو و جان از من، بازار چنین خوش‌تر

الحق جگرم خوردی خون‌ریز دلم کردی

موئیم نیازردی، پیکار چنین خوش‌تر

مرغی عجب استادم در دام تو افتادم

غم می‌خورم و شادم غم‌خوار چنین خوش‌تر

من کشته دلم بالله تو عیسی و جان درده

هم عاشق ازینسان به هم یار چنین خوش‌تر

این زنده منم بی‌تو، گر باد تنم بی‌تو

کز زیستنم بی‌تو بسیار چنین خوش‌تر

خاقانی جان افشان بر خاک در جانان

کز عاشق صوفی جان ایثار چنین خوش‌تر
دیدگاه ها (۳)

السلام علیک یا بنت امیرالمومنین یاعقیله بنی هاشم

عاشقانه ها

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

ای دلم مستغرق سودای توسرمهٔ چشمم ز خاک پای توجان من من عاشقم...

جانا ز فراق تو این محنت جان تا کیدل در غم عشق تو رسوای جهان ...

ای غم عشق تو آتش زده در خرمن دلو آتش هجر جگر سوز تو دود افکن...

عاشقانه

جان من گر دل به دست دلستانی داشتیرحم بر خون دل آزرده جانی دا...

...جانا ز فراق تو این محنت جان تا کیدل در غم عشق تو رسوای جه...

تو پاک دامن نوگلی من بلبل نالان توپاک از همه آلایشی عشق من و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط