{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کوتوها: سلا میزوکی

کوتوها: سلا میزوکی
میزوکی:هاااا
کوتوها: خبر ها به دست منم میرسه
میرن میشینن
نیری: میزوکی سان مس منظورتون از ولی این بود که وقتی بیهوش میشین باید کسی پیشتون باشه و گرنه
میزوکی: وگرنه ممکنه ازم سو استفاده کنن
نیری: اون زخم دستت در اثر این حادثه است؟
میزوکی : آره
نیری: چیزی که تو دفترتون خوندم فهمیدم که
میزوکی: این حرکتی که من انجام دادم پرو بود و این حرکات پرومکس هم داره گه من هنوز نتونستم یاد بگیرم
نیری: و در مورد ساکورا سان؟
ساکورا: ها من؟
میزوکی: آره تو شاید تو هم بتونی
اومه میا: این بحثو ول کنین
خوش بگذرونینننن
دیدگاه ها (۱)

چن تا عکس که تو پینترست بود

کاجیی

سوگیشیتا: پس چه کس دیگه ای هم میتونه اینکارو کنهسو : با توجه...

مومو بقیه میرن بالا پشت بوم و میزوکی رو میزارن یه گوشه هیراگ...

میگه: گ... گروه گرگ های درنده قراره با یه گروه زیاد بیاد سین...

بادشکن p2همه چی تموم میشه و میزدکی میره روی یکی از صندلی ها ...

سو : درباره چی حرف میزنینیری: یادته رفتیم خونش یه دفتر بود ک...

بادشکن p10میزوکی: آرهنیری: واقعا؟میزوکی: داخل اون دفتری چیز ...

میزوکی پا میشه میشینه یه زانو جمع کرده و اون یکی پاشم درازه ...

نیری سو به بهانه بردن گربه به دامپزشکی رفتن خونه ساکورا نا و...

سو: باشه مس منم کمکت میکنمهر دوتاشون در حال حفاظت از میزوکی ...

صبح میشه ساکورا پا میشه میره تو حال و میفهمه میزوکی رفته دست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط