{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیگر نخواهم گشت عاقل ، چای لطفا !

دیگر نخواهم گشت عاقل ، چای لطفا !
من ، یاد تو ، افکار باطل ، چای لطفا !

 تلخ است کام من شبیه قهوه ی ترک
غمباد جا خوش کرده در دل ، چای لطفا !

 میگردم عمری مثل آهوی پریشان 
دنبال تو منزل به منزل ، چای لطفا !

 دکتر برای درد قلبم نسخه پیچید
بی دارچین ، با اندکی هل ، چای لطفا !

 تو، هم چنان از خاطراتم می گریزی
من، فکر و ذهنم بر تو مایل ، چای لطفا !

 خم شد غرورم زیر پای بی محلیت 
من له شدم ، اما چه حاصل ؟ چای لطفا !

 وقتی که دست از آرزویت برندارد 
باید گرفت این قلب را گل ، چای لطفا !

 دیگر بریدم از تمام دلخوشی ها 
مبهوت و گیج و منگ و غافل ، چای لطفا !

 سیرم من از دنیا و از نامردمی هاش 
اصلا کمی زهر هلاهل .... چای لطفا !
دیدگاه ها (۱)

من و یک دردسر تازه خدا رحم کنددهن مردم و دروازه خدا رحم کندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط